تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
را فرو ميپوشاند ، و اينكه خداوند در پوشش درخت با ابهام ياد فرموده است علتش عظمت اين امر بوده است ، همانگونه كه بعدا ميفرمايد :
« فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى »
جملهء ( ما يغشى ) رساترين تعبير در اين معنى است .
« ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى »
يعنى : نه چشم پيامبر خيره شد و نه به چپ و راست گردش نمود ، ما طغى يعنى چشم او از حد اعتدال و ميزانى كه براى او تعيين شده بود منحرف نگشت ، و اين يك نوع توصيف ادب پيامبر خدا ( ص ) است در آن مقام كه نه چشم خود را اينطرف و آن طرف گردانيده است ، و نه در مقابل روى خود به چيزى خيره شده است .
« لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى »
و اين آيات نشانه‌هاى بزرگى از قدرت الهى بود كه حضرت در آن شب مشاهده فرمود ، مانند سدرة المنتهى ، و قيافهء جبرئيل ( ع ) و ديدن آن در حالتى كه داراى ششصد بال بود كه با پرهاى خود افق را پوشانده بود ، و اين معنى از مقاتل و ابن زيد و جبائى نقل شده است ، و ( من ) در اينجا بمعنى تبعيض آمده است يعنى : برخى از آيات پروردگارش را ديد . از ابن مسعود نقل شده است كه حضرت يكى از فرشهاى سبز رنگ بهشت را مشاهده نموده است كه تمام افق را پوشانده بود . و از ابن عباس نقل شده است كه حضرت رسول ( ص ) خداوند را با چشم دل ديده است « 1 » . بنا بر اين معنى ممكن است منظور اين باشد كه آن حضرت با ديدن آيات پروردگار بر يقينش افزوده شد . و كبرى مؤنث اكبر است كه در توصيف ارزش چيزهاى ديگر را كم مىكند . پس از آنكه خداوند سبحان اين داستانها را بيان فرمود بدنبال آن مشركين
هامش
( 1 ) - تفسير ابن عباس صفحهء : 332 .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 391 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ على كاظمى