است ( و أهلكنا قوم نوح ) « 1 » .
2 - آنكه (
فَأَخَذْناهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْناهُمْ فِي الْيَمِّ
) بمعنى أغرقناهم است ، مانند آن مىماند كه گفته است ( أغرقناهم و أغرقنا قوم نوح ) « 2 » .
لغات آيات :
بركنه - ركن عبارتست از آن قسمتى كه بر آن تكيه مىشود ، گفته مىشود : ركن يركن « 3 » و ركن يركن بر وزن نصر ينصر .
مليم - كسى را گويند كه مرتكب عمل زشتى شده است كه بخاطر آن سرزنش ميگردد ، و ملوم كسى است كه مورد سرزنش قرار گرفته است ، و در مثل آمده است : ( رب لائم مليم ) و ( رب ملوم لا ذنب له ) يعنى : ( چه بسيار كسانى هستند كه ديگران را سرزنش ميزنند در حالى كه خودشان شايستهء سرزنش ميباشند ) و ( چه بسيار افرادى كه سرزنش ميشوند در حالى كه گناهى ندارند ) .
فعتوا - عتو و تجبّر و تكبّر به يك معنى است .
الريح - جمع ريح ارواح و رياح است ، و ( راح الرجل الى منزله ) از اين ريشه است يعنى : ( آن مرد به منزل خود بازگشت ) همانگونه كه باد بر ميگردد .
الرميم - به چيزى گويند كه مغز آن به علت از هم پاشيدگى فاسد شده باشد ، و اما ( رمه يرمه رما ) و الشيء مرموم يعنى : با تناسب قسمتى با قسمت ديگر اصلاح گرديده است ، و در اصل رميم به استخوان پوسيده و پودر شده گفته مىشود .
هامش
( 1 ) - كه قوم بنا بر آنكه مفعول اهلكناى مقدر باشد منصوب است .
( 2 ) - كه قوم بنا بر آنكه مفعول أغرقناى مقدر باشد منصوب است .
( 3 ) - بر وزن حسب يحسب .