تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠

دليل قرائت :

ابو على گويد : هر كس ( مثل ) را رفع بدهد آن را صفت براى ( حق ) قرار داده است ، و با اينكه مثل اضافه شده است به معرفه باز هم جايز است آن را صفت براى نكره بگيريم ، زيرا مثل با اضافه شدن تخصص پيدا نخواهد نمود ، زيرا آن چيزهايى كه بوسيلهء آنها بين دو متماثل تشابه ايجاد مىشود بسيار مىباشد ، بنا بر اين از آنجا كه با اضافه شدن تخصيص پيدا نميكند و اضافهء آن ابهام و شياعى را كه قبل از اضافه داشته است بر طرف نميسازد ، مثل هم چنان نكره باقى خواهد ماند ، و بر همين اساس است كه ميگويند : ( مررت برجل مثلك ) « 1 » . و به همين جهت ( مثل ) در آيه با اضافه شدن به (
أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ
) معرفه نشده است ، گرچه ( انكم تنطقون ) بمنزلهء ( نطقكم ) است ، و ما در (
مِثْلَ ما أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ
) زائد است . اما بنا به روايت نصب (
مِثْلَ ما أَنَّكُمْ
) سه نوع احتمال وجود دارد : احتمال اول - پس از آنكه مثل اضافه شده است به مبنى كه ( انكم ) باشد ، مثل نيز مبنى شده است ، همانگونه كه مبنى شده است يومئذ در (
مِنْ عَذابِ يَوْمِئِذٍ
) و ( على حين عاتبت المشيب على الصبى ) و قول شاعر :
( لم يمنع الشّرب منها غير أن نطقت * حمامة فى غصون ذات أوقال )
كه غير در موضع رفع است بنا بر آنكه فاعل يمنع باشد ، و علت اينكه اسماء مبهمه مانند مثل ، يوم ، حين ، غير هر گاه بمبنى اضافه شوند مبنى ميشوند ، اينست كه
هامش
( 1 ) - شاهد بر سر اينست كه مثل با اينكه اضافه به ضمير معرفه شده است ولى به همان دليل كه گفتيم توانسته است صفت براى رجل نكره قرار بگيرد . ولى چون رجل نكرهء موصوفه است و در حكم معرفه مىباشد اين اشكال ، وارد نيست كه در جواب نياز به اين توجيه باشد ( مترجم )
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 300 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ على كاظمى