الفرجين ) يعنى : من تو را بر دو محل كه از آن ترس داشتم والى ساختم ، و منظور خراسان و سيستان بوده است .
الحصيد - حصيد به انواع گياهانى كه درو مىشوند گفته مىشود .
باسقات - يعنى : بلند قامتها ، بسق النخل بسوقا ، يعنى : درخت خرما بلند شد .
طلع - شاخهء درخت خرما است ، و اينكه طلع ناميده شده است چون ظاهر مىشود .
نضيد - نضيد به چيزهايى گفته مىشود كه روى هم انباشته شده باشند .
اعراب آيات :
كيف - مىشود در محل نصب باشد بنا بر حاليت ، و نيز ممكن است مصدر باشد .
وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ
- در موضع نصب است بنا بر حاليت ، و تقدير آن چنين است ( غير مفروجة ) .
وَ الْأَرْضَ
- منصوب است به وسيلهء فعلى مضمر كه ظاهر آن را تفسير مىكند ، و تقديرش اين است : ( و مددنا الأرض أمددناها ) .
تبصره - مفعول له است ، و نيز كلمهء ذكرى هم مفعول له است .
حَبَّ الْحَصِيدِ
- تقديرش اين است ( و حب النبات الحصيد ) و حصيد صفت است براى موصوف محذوف .
باسقات - و باسقات هم بنا بر حاليت منصوب است ، و نيز جملهء (
لَها طَلْعٌ نَضِيدٌ
) حال پس از حال است .
و
رِزْقاً لِلْعِبادِ
- مفعول له است ، يعنى : ما اين اشياء را به منظور روزى بندگان آفريديم ، و نيز جايز است كه مفعول مطلق يعنى مصدر باشد ، كه تقدير آن