او هستيم ، با مردم ميجنگيم تا ايمان آورند ، هر كس به خدا و رسولش ايمان آورد مال و جانش در امان است ، و هر كس پيمانشكنى كند ، هميشه در راه خدا با او جهاد ميكنيم ، و كشتنش براى ما ساده است ، اين سخنان را ميگويم و از درگاه خداوند براى مردان و زنان با ايمان آمرزش ميخواهيم ، و السلام عليكم ) .
سپس زبرقان بن بدر به خواندن اشعارى پرداخت ، كه حسان بن ثابت به پا سخگويى او پرداخت ، پس از آنكه حسان از گفتارش فارغ شد ، اقرع گفت : اين مرد هم گويندهاش از گويندهء ما قويتر بود ، و هم شاعرش از شاعر ما هنرمندتر بود ، و نيز صداى آنان بر صداى ما تفوق داشت ، پس از اتمام برنامه پيامبر خدا ( ص ) به آنان جوائز خوبى داد ، و همگى اسلام آوردند ، ابى حمزهء ثمالى و عكرمه و ابن عباس گفتهاند : ( اينان مردمى بودند از بنى الغبر كه پيامبر ( ص ) تعدادى از آنان را باسارت گرفته بود ، آمده بودند تا با پرداخت فديه آنان را پس بگيرند ، و بدين منظور وارد مدينه شده به مسجد آمدند و عجله داشتند كه پيامبر ( ص ) زودتر نزد آنان بيايد ، و لذا ميگفتند :
اى محمد نزد ما بيا ) .
معناى آيات :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا »
زراره از حضرت باقر ( ع ) روايت نموده است كه فرمودند : ( هنوز شمشيرها از غلاف بيرون نيامده بود ، و صفهاى نماز و جنگ آراسته نشده بود ، و هنوز اذان بلند گفته نميشد ، و هنوز خداوند ( يا ايها الذين آمنوا ) را نازل نكرده بود كه فرزندان قبيلهء اوس و خزرج اسلام آوردند .
« لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ »
بين يدى عبارت است از جلو رو ، زيرا