حروف كه در اين جملهها جمع شده است : ( حث فسكت شخصه ) حروف مهموسه ناميده ميشوند .
يغضون - غض عبارتست از پائين آمدن از يك موقعيت بعنوان كوچكى ، گفته مىشود ( غض فلان من فلان ) هنگامى كه انسان حالت كسى را كه از او بالاتر است كوچك سازد ، و ( غض بصره ) هنگامى كه انسان از تيزبينى چشم خود بكاهد ، جرير شاعر گويد :
فغض الطرف انك من نمير * فلا كعبا بلغت و لا كلابا
يعنى ( چشم فروكش كه تو از نمير هستى ، نه بپاى طايفهء كعب ميرسى و نه كلاب ) .
اعراب آيات :
أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ
در محل نصب است بنا بر اينكه مفعول له است « 1 » ، و نيز جايز است در محل جر باشد بوسيلهء لام مقدر ، كه تقديرش اينطور باشد ( لأن تحبط اعمالكم ) و بعضى هم گفته تقدير ( كراهة ان تحبط ) يا ( حذأر ان تحبط ) است .
شأن نزول آيات :
از ابن اسحاق نقل شده است كه : قوله (
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ
) تا (
غَفُورٌ رَحِيمٌ
) در بارهء گروهى از تميم نازل شده است كه عبارت بودند از عطارد بن حاجب بن زراره در ميان افرادى از اشراف بنى تميم از آن جمله اقرع بن حابس ، و زبرقان بن بدر ، و عمرو بن اهتم ، و قيس بن عاصم و اينان
هامش
( 1 ) - مفعول له است براى ترفعوا .