تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 12

مساهمون:

ص١٢
و هاء در ( رأوه ) به
( بِما تَعِدُنا )
باز مىگردد در (
فَأْتِنا بِما تَعِدُنا
) .
« عارِضاً »
يعنى ابرى كه در گوشه‌اى از آسمان عارض مىگردد ، و سپس تمامى آسمان را فرا مىگيرد .
« مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ »
مىگويند : قوم عاد مدّتها باران بر آنان نمىباريد ، خداوند ابرى سياه به سوى آنان رهسپار كرد كه از صحرايى به نام ( مغيث ) ( يعنى باران دهنده ) به سوى آنان آمد ، همين كه قوم عاد اين ابر را مشاهده نمودند كه در پهنهء آسمان ظاهر شده ، و به سوى دشتهاى آنان سرازير مىشود ، به يكديگر مژده و بشارت مىدادند .
« قالُوا هذا عارِضٌ مُمْطِرُنا »
و مىگفتند : اين ابر كه ظاهر شده است براى ما باران به ارمغان آورده است ، و (
هذا عارِضٌ مُمْطِرُنا
) در تقدير ) هذا سحاب ممطر ايّانا ) خواهد بود ، زيرا ممطر نكرده است ، چون صفت عارض است ، آن گاه هود ( ع ) فرمود :
« بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ »
يعنى : آن طور كه خيال مىكنيد نيست ، بلكه اين همان عذابى است كه من براى شما وعده مىكردم و شما در آمدن آن شتاب داشتيد ، آن گاه آن را تفسير كرده مىفرمايد :
« رِيحٌ فِيها عَذابٌ أَلِيمٌ »
يعنى : اين ابر ، بادى است كه در آن عذابى دردناك نهفته است ، بعضى هم گفته‌اند اين سخن گفتار خداوند بزرگ است .
« تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ بِأَمْرِ رَبِّها »
يعنى : بادى است كه بر هر چيز وزد از مردم و چهار پايان و اموال همه را نابود مىسازد . هود و همراهانش از مؤمنين در باغى از مردم كناره گرفتند و از اين باد جز نسيمى روح افزا به آنان چيزى نمىرسيد . از عمر بن ميمون نقل شده است كه اين باد از مردم عاد شتران با هودج را به هوا مىبرد ، بطورى كه بين آسمان و زمين به اندازهء يك ملخ به چشم مىآمد