و اين جملات به صورت معترضه - داخل پرانتز - بين ارشاد هود و سخنش به قومش قرار گرفته ، آن گاه خداوند به بيان سخن هود براى قومش پرداخته مى - فرمايد :
« إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ »
و تقدير كلام اين است : ( اذ انذر قومه بالأحقاف فقال انّى أخاف عليكم . . . ) آن گاه آنچه را كه قومش در پاسخ او گفته بودند نقل مىكند كه :
« قالُوا أَ جِئْتَنا »
يعنى : اى هود آيا نزد ما آمدهاى
« لِتَأْفِكَنا »
تا ما را روىگردان ساخته منصرف كنى
« عَنْ آلِهَتِنا »
از پرستش خدايانمان ؟ !
« فَأْتِنا بِما تَعِدُنا »
آنچه كه از عذاب به ما وعده مىدهى بر سر ما فرود آر
« إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ »
اگر تو راست مىگويى و عذاب بر ما نازل خواهد شد .
« قالَ »
هود گفت :
« إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّهِ »
اين خداوند است كه مىداند چه هنگام عذاب بر شما نازل خواهد شد نه من .
« وَ أُبَلِّغُكُمْ ما أُرْسِلْتُ بِهِ »
و من تنها رسول هستم ، و آنچه را كه مأموريّت تبليغ آن را دارم براى شما بيان مىكنم .
« وَ لكِنِّي أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ »
ولى من شما را مردمى نادان مىبينم ، چون نسبت به آنچه كه خير و مصلحت شما و نجاتتان در آن است پاسخ مثبت نمىدهيد .
و بر عكس عجولانه خواستار عذابى هستيد كه موجب هلاكت و نابودى شما خواهد شد و اين عمل را انجام نمىدهد مگر آن كس كه نسبت به منافع و مضرّات خويشتن نادان است .
« فَلَمَّا رَأَوْهُ »
يعنى : پس از آنكه آنچه را وعده داده شده بودند ديدند ،