خداوند بر كافران نعتى ندارد ، زيرا خداوند خبر داده است كه بكافر هم نعمت عطا ميفرمايد ، ولى كافر از شكر نعمت الهى رويگردان مىشود ، و منظور از اين آيه آنست كه كافر با تضرّع و زارى و دعا از پروردگار خود مى خواهد كه بلا و ناراحتى را از او دور سازد ، ولى هنگامى كه در آسايش قرار گرفت دست از دعا بر ميدارد .
( قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُمْ بِهِ ؟ )
اى محمّد بگو اگر قرآن از طرف خدا بود ، و بعضى هم گفتهاند يعنى : اگر اين نعمت بخشىها از طرف خدا بود ، ولى شما نسبت به آن كفر ورزيديد ، و انكارش كرديد .
( مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِي شِقاقٍ بَعِيدٍ )
يعنى : كيست گمراهتر از كسى كه بر خلاف حق بوده ، از حق دور است ، و اين كس شما هستيد ، و شقاق و و مشاقه عبارتست از شكاف دشمنى يعنى هيچكس از شما گمراهتر نيست .
( سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ )
در معنى اين آيه با پنج قول اختلاف شده است :
1 - معنى آنست كه به زودى حجتها و نشانههاى خود را بر توحيد در آفاق جهان و اقطار آسمانها و زمين از خورشيد و ماه و ستارگان و گياهان و درختان ، و درياها ، و كوهها ، و لطائف صنعت و بدايع حكمت آفرينش وجود خودشان ، به آنان نشان خواهيم داد .
( حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ )
يعنى تا براى آنان ظاهر شود كه خداوند حق است ، بنقل از عطاء و ابن زيد .
2 - از سدى و حسن و مجاهد نقل شده است يعنى : به زودى آيات و دلائل خود را بر صدق محمّد ( ص ) و صحت نبوّت حضرتش در آفاق به