آگاه است ، و ميداند در چه زمانى مطيعان بپاداش اعمال خود و عاصيان به سزاى گناهان خويش خواهند رسيد .
( وَ ما تَخْرُجُ مِنْ ثَمَراتٍ مِنْ أَكْمامِها )
آگاه است كه چه ميوه و دانهاى از غلاف و پوستهاش بيرون ميآيد .
( وَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثى وَ لا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ )
يعنى : هيچ مادّهاى آبستن بجنين مذكّر يا مؤنث نخواهد شد ، و نيز هيچ آبستنى نخواهد زائيد مگر در آن وقتى كه خداوند ميداند ، بنا بر اين خداوند بزرگ اندازه ميوه و حبوبات ، و كيفيّت و اجزاء و مزه و بوى همه را به خوبى ميداند و از شكم آبستنها و چگونگى انتقال آنها از حالى به حال ديگر تا آن گاه كه به صورت بشرى كامل در آيند آگاه است .
( وَ يَوْمَ يُنادِيهِمْ أَيْنَ شُرَكائِي ؟ )
يعنى روزى كه خداوند بر سر مشركين بانگ زند كه آن شريكان كه براى من ميپنداشتيد كجا هستند ؟
( قالُوا آذَنَّاكَ ما مِنَّا مِنْ شَهِيدٍ )
يعنى : ميگويند : به تو اطلاع داديم كه ما شاهدى نداريم كه تو شريك داشته باشى و آن روز انكار ميكنند كه براى خدا شريكى بشناسند .
( وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَدْعُونَ مِنْ قَبْلُ )
يعنى : و هر نوع اميد كه از بتان خود داشتند از دست دادند .
( وَ ظَنُّوا ما لَهُمْ مِنْ مَحِيصٍ )
يعنى : يقين كردند كه راه فرار و پناهگاهى ندارند .
اينجا ظنّ داخل شده است بر ماى نفى جنس همانگونه كه بر لام ابتداء وارد مىشود و اين هر دو صدارت طلب هستند - بنا بر اين مانع از عمل