« و ابى الّذي ترك الملوك و جمعهم * بفعال هامدة كامس الدّابر »
2 - قول دوّم آنكه رجز بمعنى رجس و نجاست است ، بنا بر آنكه به لحاظ مقاربت و معنى نجاست كه در آن وجود دارد بدل از آن باشد ، مثل اين آيه :
« وَ يُسْقى مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ يَتَجَرَّعُهُ وَ لا يَكادُ يُسِيغُهُ »
« 1 » مثل اينكه اين طور است « لهم عذاب من تجرّع رجس او شرب رجس » يعنى اينان عذابى دارند كه عبارتست از جرعه جرعه نوشيدن نجاست ، بنا بر اين من براى تبيين عذاب است كه اين عذاب از چه نوع مىباشد ؟
و هر كس « ليجزى » با ياء خوانده است دليلش آنست كه قبلا در « لا يرجون ايام اللَّه » نام اللَّه ياد شده است ، و اللَّه بقرينهء ما سبق فاعل يجزى خواهد بود .
و هر كس « لنجزى » با نون خوانده است ، نون در اينجا بمعنى ياء است ، هر چند كه يا از نظر لفظ بيشتر قابل تطبيق است .
و هر كس « ليجزى قوما » خوانده است ، ابو عمرو گويد : اين قرائت نيكو و روشن است ، و ميگويد كسايى گفته است : معنايش چنين است : « ليجزى الجزاء قوما » .
« الجامع البصير » گويد : معنايى اينست « ليجزى الخير قوما » و خير بدلالتى كه كلام بر او دارد تقدير گرفته شده است ، و تقدير اينطور نيست :
« ليجزى الجزاء قوما » زيرا مصدر نميتواند بجاى فاعل بنشيند با اينكه مفعول صحيحى داشته باشيم ، بنا بر اين « خير » تقدير گرفته مىشود ، همانگونه كه :
« الشّمس » در آيهء
« حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ »
« 2 » تقدير گرفته شده است زيرا
هامش
( 1 ) سورهء ابراهيم 14 آيهء 17
( 2 ) سورهء ص 38 آيهء 32 .