تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
يا آنكه خداوند اجازه ميدهد تا افرادى كه داراى درجه و منزلتى هستند در باره آنان شفاعت كنند ، و بدينوسيله عذاب آنان ساقط گردد .
( إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ )
يعنى : خداوند در انتقام گرفتن از دشمنانش عزيز ) پيروز و نسبت به مؤمنين ( رحيم ) مهربان است . سپس خداوند فرق بين اين دو دسته را بيان كرده ميفرمايد :
( إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ )
تفسير آن در سورهء صافّات گذشت « 1 » .
( طَعامُ الْأَثِيمِ )
اثيم يعنى : شخص گناهكار ، و اينجا منظور از آن ابو جهل است ، و روايت شده است براى ابو جهل خرما و كره آوردند آنها را با هم خورد و گفت : اين همان زقّومى است كه محمّد ما را از آن ميترساند ، و ما اينك دهان خود را از آن پر ميكنيم ، سپس خداوند فرمود :
( كَالْمُهْلِ )
كه عبارتست از مس گداخته يا سرب گداخته يا طلا و نقرهء گداخته . و بعضى هم گفته‌اند مهل عبارتست از كثافات رسوب كردهء روغن گداخته .
( يَغْلِي فِي الْبُطُونِ كَغَلْيِ الْحَمِيمِ )
يعنى : هنگامى كه زقّوم ، وارد شكمهاى اهل جهنّم شد مانند آب جوش كه با شدّت حرارت داده شده باشد در شكمشان ميجوشد . ابو على گويد : نميشود اين طور معنى كنيم كه مهل در شكمها ميجوشد زيرا مهل بعنوان تشبيه در ذوب شدن آن آمده است ، بنا بر اين مهل در شكم نمىجوشد بلكه آن خوراك زقّوم مانند مهل « مس گداخته » و مانند آب جوش در شكم ميجوشد .
هامش
( 1 ) رجوع شود به جلد 8 عربى ص 445 تفسير آيهء 62 سورهء صافّات .