تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
( خُذُوهُ )
يعنى به مأمورين جهنّم گفته مىشود اين گناهكار را بگيريد .
( فَاعْتِلُوهُ )
يعنى او را هل دهيد ، و با زور و جبر به طرف جهنّم گسيل دهيد ، و از اين قبيل است گفته شاعر عرب .
( فيا ضيعة الفتيان اذ يعتلونه * ببطن الرّى مثل الفنيق المسدّم ) « 1 »
يعنى : ( واى بر آن جوان از دست رفته‌اى كه او را همچون شترهاى بد روى خاك كشان كشان مىبرند ) . و از مجاهد نقل كرده‌اند كه « فاعتلوه » يعنى او را روى خاك انداخته كشان كشان ببريد طورى كه صورتش به خاك ماليده شود .
( إِلى سَواءِ الْجَحِيمِ )
از قتاده است يعنى : او را بوسط جهنّم ببريد و اينكه وسط چيزى را « سواء » گويند بعلّت آنست كه فاصله وسط با اطراف آن ، مساوى است ، و سواء بمعنى عدل است .
( ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ )
مقاتل گويد : خزانه دار جهنّم آبى جوشان از روى سر آنان عبور ميدهد كه در اثر آن مغز سرشان ميجوشد .
( مِنْ عَذابِ الْحَمِيمِ )
حميم آبى است كه در منتها درجهء حرارت است و خازن جهنّم به آن گنهكار ميگويد :
( ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ )
يعنى : اين عذاب را بچش كه تو با عزّت و بزرگوار هستى ! زيرا اين جهنّمى در دنيا ميگفته است من عزيزترين فرد اين وادى و بزرگوارترين آنان هستم ، همين فرشتهء عذاب به او ميگويد : اى كسانى كه خودت را عزيز و بزرگوار من پنداشتى اينك عذاب الهى را
هامش
( 1 ) شاهد در اين شعر بر سر جملهء « يعتلونه » است كه بمعنى به زور بردن و روى خاك كشيدن آمده است .