« و من لا يقدم رجله مطمئنة * فيثبتها فى مستوى الأرض يزلق »
اينجا نصب بدان جهت نيكو است كه جمله شرطيه منفى است .
و اما عطف بر شرط مثل : « ان تأتنى و تكرمنى فاكرمك » بنا بر مختار سيبويه نصب در عطف بر جزاء شرط است ، بنا بر اين سيبويه اختيار مىكند : « و يعلم الذين يجادلون » در صورتى كه آن را استيناف نگيرى كه از ما قبلش بريده شود ، و مرفوع گردد ، و گمان مىكند كه معطوف بر جزاء شرط شباهت دارد بقول شاعر :
« . . . و الحق بالحجاز فاستريحا » « 1 »
و سپس سيبويه گفته است : لكن اگر كسى در عطف بر جزاء شرط نصب دهد بهتر است از اين مورد ، زيرا فعلى واقع نميسازد مگر آنكه از ديگرى فعلى واقع شود ، پس بمنزلهء غير واجب است .
سيبويه نقل مىكند كه بعضى از قراء در آيهء :
« يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ »
« 2 » بنصب فيغفر خواندهاند .
و نيز شعرى از اعشى را شاهد آورده است در مورد نصب معطوف بر جزاء بوسيلهء فاء « 3 » .
هامش
( 1 ) اول شعر چنين است :« سأترك ناقتى لبنى تميم . . . »كه گويندهء آن مغيره بن حنين است ، كه شاهد در فأستريحا است كه آن را بنصب خواندهايم با اينكه خبر است ، و بعد از فاء أن ناصبه در تقدير گرفتهايم ، ولى « لاستريحا » نيز خوانده شده است كه بنا بر آن ديگر شاهد مثال نخواهد بود و تقدير أن ناصبه بعد از لام طبيعى است ، رجوع شود به جلد اول الكتاب سيبويه صفحهء 495 پاورقى عين الذهب ( كاظمى )
( 2 ) سورهء بقره آيه 284 .
( 3 ) الكتاب سيبويه جلد 1 صفحهء 524 عبارت سيبويه اينست : « قال