تفسير :
وَ قالُوا
( و گفتند ) يعنى اين كافران كه خداوند وصفشان كرد
رَبَّنا عَجِّلْ لَنا قِطَّنا
( پروردگار ما شتاب كن براى ما بهرهء ما را ) يعنى مقدم بدار نصيب ما را از عذاب .
قَبْلَ يَوْمِ الْحِسابِ
( پيش از روز حساب ) كافران اين سخن را بر اساس مسخره از خبر دادن خداوند به عذاب ، گفتند . و اين گفتار نظر « ابن عباس » و « قتاده » و « مجاهد » است .
« سدى » و « سعيد بن جبير » گويند : خدايا نشان بده به ما حظ و قسمت ما را از نعمت در بهشت تا ايمان بياوريم .
« ابى العاليه » و كلبى » و « مقاتل » گفتهاند : چون اين آيه نازل شد :
( أَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ فَيَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُوتَ كِتابِيَهْ )
، « اما آن كه داده شد كتابش به چپش ، پس گويد اى كاش داده نمىشدم كتاب خويش را - حاقه - 25 » .
« قريش » گفتند اى محمد : تو كه گمان مىكنى كتاب و نامهء ما به دست چپ ما داده خواهد شد پس زودتر كتابمان را بده تا آن را بخوانيم . و اين سخن از باب مسخره كردن بود كه وعيد را مسخره كرده و آن را تكذيب مىكردند و خداوند به پيامبر خود مىگويد :
اصْبِرْ
( صبر كن ) اى محمد و خود را نگه دار
عَلى ما يَقُولُونَ
( بر آن چه مىگويند ) كه تو را تكذيب مىكنند ، چه اينكه و بال و نتيجهء كارشان به خودشان باز مىگردد .
وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ
( و به ياد آور بندهء ما داود را كه صاحب قدرت بود ) كه « ابن عباس » و « مجاهد » گفتهاند : صاحب نيرو براى عبادت خدا بود كه نيمه شب برخاسته و نيمهاى از عمر خود را روزه گرفت ، چه اين كه يك روز افطار كرده و روز ديگر را روزهدار بود و اين ، صورت سخت روزه دارى مىباشد .