اين كه لفظ ( سلطان ) عطف به ( آيات ) شده به خاطر تأكيد مىباشد .
و برخى گفتهاند مراد از ( آيات ) حجتهاى توحيد و عدل بوده و مراد از ( سلطان ) معجزاتى مىباشد كه دلالت بر نبوت او مىكند .
فَقالُوا ساحِرٌ
( پس گفتند ساحر است ) يعنى جادوگر است
كَذَّابٌ
( دروغگوست ) در آنچه كه به آن مىخواند .
فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنا
( پس چون بيامد به سوى ايشان به حق از نزد ما ) يعنى هنگامى كه « موسى » با برنامهء توحيد و دلالتها به سوى ايشان از نزد ما آمد . و گفتهاند مراد به ( حق ) دين حق است .
قالُوا اقْتُلُوا أَبْناءَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْيُوا نِساءَهُمْ
( گفتند بكشيد فرزندان كسانى را كه با او ( موسى ) ايمان آوردند و زنده نگهداريد زنان ايشان را ) يعنى فرعونيان امر كردند كه پسران قوم موسى را بكشند تا كثرت پيدا نكنند كه بر آنان غلبه كنند ، و زنان را نگهدارند كه بر ايشان خدمت كنند .
بايد تذكر داد كه اين كشتار غير از كشتار اول است ، زيرا كشتار اول براى اين بود كه پسرى باقى نماند كه طبق گفتهء منجمان باعث زوال ملك فرعون شود ، و چون موسى ظاهر شد و فرعون به مقصود اولى خود نرسيد اين بار دستور داد براى از ميان رفتن نيروى انسانى قوم موسى آنان را به قتل برسانند ، ولى خداوند ايشان را از اين قصد شوم بازداشته و خون و قورباغه و طوفان و ملخ را نازل كرد و فرستاد و آنان را از قصدشان مانع شد چنان كه سابقا در اين موضوع مطالبى را گفتيم .
سپس خداوند خبر مىدهد كه فرعونيان با كشتن مردان و زنده نگه - داشتن زنان نتوانستند كارى را از پيش ببرند و سودى به دست بياورند و مى - گويد :
وَ ما كَيْدُ الْكافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلالٍ
( و نيست نيرنگ كافران مگر در گمراهى ) يعنى در مقابل حق رفتنى بوده و منفعت نبردند .