خداوند به سبب گناهانشان آنان را هلاك گردانيد .
وَ ما كانَ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ واقٍ
( و نبود براى ايشان نگهدارندهاى از خداوند ) يعنى دافعى نبود كه عذاب خداوند را دفع كرده و مانع از نزول عذاب بر ايشان باشد .
ذلِكَ
( اين ) عذاب كه بر ايشان نازل شد
بِأَنَّهُمْ كانَتْ تَأْتِيهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ
( بدانجهت بود كه آمد به سوى ايشان پيامبرانشان با نشانهها ) يعنى با معجزات آشكار و دليلهاى روشن
فَكَفَرُوا
( پس كافر شدند ) به آنها
فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ
( پس بگرفتشان خداوند ) يعنى در شكنجهء كفرشان خداوند هلاكشان كرد .
إِنَّهُ قَوِيٌّ
( همانا او نيرومند ) و قادر است كه از ايشان انتقام بگيرد
شَدِيدُ الْعِقابِ
( سخت شكنجه است ) .
فرازى از داستان موسى
سپس خداوند به داستان موسى ( ع ) و فرعون پرداخته و مىگويد :
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى بِآياتِنا
( و به تحقيق موسى را با نشانههاى خودمان فرستاديم ) يعنى او را به حجتها و دلالتهاى خود برانگيختيم .
وَ سُلْطانٍ مُبِينٍ
. ( و با دليل آشكار ) يعنى با حجت ظاهر خود چون اژدها شدن عصا و شكافته شدن دريا .
إِلى فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ قارُونَ
( به سوى فرعون و هامان و قارون ) .
حضرت موسى عليه السلام اگر چه براى همهء آن مردم پيامبر و رسول بود ولى اين كه اسم فرعون تنها ذكر شده چون رهبر آنان بود و « هامان » نيز وزير او بوده و « قارون » صاحب گنجهاى او بوده است ، پس ما بقى مردم تابع آنان بودند .