« ابن عباس ، مجاهد ، و مقاتل » گويند : يعنى گرفته شود و « قتاده » گفته : يعنى كافر شده و تكبر كند :
قُلُوبُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ
( قلبهاى آنان كه ايمان نمىآورند به آخرت ) ، مشركان چون اين سخن را ( لا إله الا اللَّه وحده لا شريك له ) ميشنيدند نفرت مىكردند ، چون مىگفتند كه بتها نيز خدا هستند .
وَ إِذا ذُكِرَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ
( و چون ياد مىشد آنان كه غير او بودند ) يعنى بتهايى كه بدون خداوند عبادت مىشدند
إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ
( در آن هنگام ايشان شادى مىكردند ) و بقدرى خوشحال مىشدند كه آثار شادى و سرور از چهرهشان پيدا بود
.
نظم :
توجيه در پيوستگى اين آيه
( اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ )
با آيهء
( وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ )
اين است كه خداوند مىخواهد بيان كند ، وكيل و حفيظ بر ايشان كسى است كه ايشان را ميرانده و ميگرداندشان هر گونه كه بخواهد .
برخى گفتهاند : اين جمله
( أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ )
به جملهء
( وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ )
متصل شده و مقصود چنين است : ( آن كه عبد خود را كفايت كرده تو را نيز از امر ايشان كفايت مىكند ) . جملهء
( أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ شُفَعاءَ )
به جملهء
( أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ . . . )
پيوسته تا معلوم شود آن كه مالك نفع و ضرر نباشد مالك شفاعت هم نخواهد بود .