اعراب :
أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ . . .
- لفظ ( من ) با ( صلهء ) خود مبتداء بوده و خبر آن در تقدير است كه چنين باشد : ( أ فمن شرح اللَّه صدره للاسلام كمن قسا قلبه من ذكر اللَّه اى تركه ) .
كتابا - منصوب است زيرا بدل از ( احسن الحديث ) مىباشد .
تفسير :
چون خداوند يادى از دعوت به توحيد كرده اين بار به دليلهاى توحيد پرداخته اگر چه همه مورد خطاب هستند ولى به پيامبر خود خطاب كرده و ميگويد :
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً
( آيا نمىبينى كه خداوند فرو فرستاده از آسمان آبى را ) يعنى باران را .
فَسَلَكَهُ
( پس روان كرده آن را ) يعنى داخل كرده اين آب را .
يَنابِيعَ فِي الْأَرْضِ
( در چشمههايى در زمين ) مانند رودخانهها ، چشمه ها و چاهها و قناتها . و مانند اين است قول خداوند كه مىگويد :
( وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الْأَرْضِ )
، « و فرو فرستاديم از آسمان آبى را به اندازه ، پس قرار داديم آن را در زمين - مؤمنون - 18 » .
ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ
( سپس بيرون آورد به آن ) يعنى بيرون آورد بواسطهء اين آب از زمين .
زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ
( كشتى را كه گوناگون است رنگهايش ) يعنى اصناف آن مختلف است چون گندم و جو و برنج و غير از اينها ، كه گفته مىشود اين رنگى از طعام است يعنى صنفى از آن است . و برخى گفته : مراد از رنگهاى گوناگون عبارت است از سبز و زرد و سرخ .
ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا
( سپس مىخشكاند پس مىبينى زرد شده است ) پس از آن كه سبز بوده است .
ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطاماً
( سپس قرار مىدهد آن را ريزه ريزه ) يعنى شكسته و