تفسير :
سپس خداوند به پاسخ ابليس پرداخته و مىگويد :
قالَ
( گفت ) براى او .
فَالْحَقُّ وَ الْحَقَّ أَقُولُ لَأَمْلَأَنَّ
( پس حق است و حق مىگويم هر آينه آكنده كنم ) در اينجا ميان قسم و مقسم عليه فاصله شده تا موضوع تأكيد شود .
جَهَنَّمَ مِنْكَ وَ مِمَّنْ تَبِعَكَ
( دوزخ را از تو و از آن كه پيروى كرد تو را ) و پذيرفت سخن تو را .
مِنْهُمْ
( از ايشان ) يعنى از بنى آدم .
أَجْمَعِينَ
( جميعا ) .
سپس خداوند پيامبر خود را مورد خطاب قرار داده و فرمود :
قُلْ
( بگو ) اى محمد بر كافران مكه .
ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ
( نمىخواهم از شما بر آن ) يعنى براى تبليغ وحى و قرآن و دعوت به خداوند سبحان .
مِنْ أَجْرٍ
( از اجرى ) يعنى مالى كه به من بدهيد .
وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ
( و نيستم من از تكليف كنندگان ) به اين قرآن و از جانب خودم . و گفتهاند يعنى : من از طرف خود به عنوان پيمبرى به سوى شما نيامدهام و آمدن خود را بر شما تكليف نمىكنم بلكه خدايم مرا به اين كار دستور داده است .
و نيز گفته شده : من اصرار نمىكنم به چيزى كه طبق مقتضى عقل نباشد .
از « عبد اللَّه بن مسعود » نقل شده كه گفت : اى مردم هر كه چيزى را مىداند بگويد ، و هر كه نمىداند بگويد خدا داناتر است چه اين كه خود اين علم است كه انسان چيزى را كه نمىداند بگويد خدا داناتر است چه اين كه خداوند به پيامبر خود مىگويد :
( قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ )
.
اين سخن را « بخارى » در كتاب « صحيح » خود نقل كرده است .