و نيز گفته شده : بيمارى « ايّوب » شدت پيدا كرد تا به اندازه كه مردم از او دورى كردند ، و شيطان به مردم وسوسه كرد كه از « ايّوب » به خاطر مرضش دورى كنند و از ميان خود بيرون نمايند و زن او را نگذارند كه ميان ايشان وارد شود ، « ايوب » از اين حال بسيار رنجيده و متألم گشت و ترديد نداشت كه اين بيمارى از جانب و امر خداوند مىباشد . « قتاده » گويد : اين بيمارى هفت سال ادامه پيدا كرد ، و نيز اين مطلب از امام صادق ( ع ) نقل شده است .
اهل تحقيق گويند : بيمارى حضرت ايوب طورى نبود كه مردم از او دورى و تنفّر كنند ، زيرا چنين حالى زيبندهء پيامبران نمىباشد ، ولى بيمارى و فقر و از ميان رفتن اهل براى امتحان مىباشد .
سپس خداوند به جواب از درخواست ايوب مىفرمايد :
ارْكُضْ بِرِجْلِكَ
( بزن به پايت ) يعنى خاك زمين را با پايت كنار بزن .
هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ
( اين چشمهاى است سرد و آشاميدنى ) در كلام چيزى محذوف است كه اين جمله باشد ( پس پاى خود را بر زمين زد و چشمهاى جوشيد ) برخى گفتهاند : دو چشمه جوشيد كه از يكى شستشو كرده و شفا پيدا كرد و از ديگرى نوشيد . ( مغتسل ) جاى شستشو را گويند و يا نام آبى مىباشد كه در آن غسل مىكنند .
وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ
( و بخشيديم براى او كسانش را و مانند ايشان با آنان ) اين آيه در سورهء انبياء تفسير شده است .
و نيز از حضرت صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود :
خداوند اهل و خانوادهء ايوب را چه آنان كه پيش از بلا مرده بودند و چه آنان كه پس از بلاء هلاك شدند زنده گردانيد .
رَحْمَةً مِنَّا
( رحمتى از ما ) يعنى اين از رحمت ما بود كه نسبت به ايوب انجام داديم .
وَ ذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ
( و پندى براى صاحبان خرد ) تا عقلا پند گيرند و