ترس از غفلت به روز آورد ، شادى از جهت آنچه كه از فضل و رحمت خدا نصيبش گشته است . اگر وجودش خسته و ناتوان شود در آنچه كه بيادش افتد ، خواهش وجود و نفس خود را در آنچه كه دوست دارد بر آورده نكند ، شادمانيش در جهتى باشد كه جاويد و طولانى ، نور چشمى كه از بين نرفتنى باشد ، شوق ورغبتش در جهتى باشد كه باقى بماند ، زهد و پارسائيش در جهتى كه فانى گردد ، بردبارى را با دانش ، دانش را با عقل ، سخن را با عمل آغشته مىنمايد .
او را به دور از بى حالى و كسالت ، هميشه با نشاط و سر حال ، با آرزوهاى نزديك ، لغزشهاى قليل ، در انتظار مرگ ، قلبش خاشع ، به ياد پرورگار ، قانع در خواستههاى نفسانى ، خوراكش مختصر و به اندازه ، نادانيش را پنهان ، گذران آموزش ساده ، ترسناك بر گناهانش ، هواى نفسانى و شهوتش مرده و بىجان ، خشم خود را فروكش نمايد ، خُلق و خويش را صاف و ساده بينى .
همسايهاش در امان ، بزرگيش با ضعف و ناتوانى ، قانع بر آنچه برايش مقدّر گشته ، شكيبائيش محكم و پُر محتوا ، برنامههايش محكم و استوار ، زياد به ياد خدا مىباشد .
بر آنچه كه دوستانش بر آن ايمان و قبول ندارند سخن نگويد ، گواهى دشمنان را كتمان نكند ، هيچ عمل حقّى را از روى ريا و خودنمايى انجام ندهد ، و عملى را هم به جهت حيا و خجالت از دست ندهد .
خير و خوبى از او آرزو باشد ، و شرور و بدىها از او امنيت دارد .
اگر در غافلين باشد جزو ذاكرين محسوب شود ، و چنانچه در بين ذاكرين باشد جزو غافلين به حساب نيايد .
از كسى كه ستمش نموده در گذرد ، كسى كه محرومش كند عطايش نمايد ، كسى كه با او قطع رابطه كند ديدارش نمايد ، بردباريش مخفى و ناپديد نگردد ، در آنچه متمايل شود شتاب نكند ، از آنچه كه برايش آشكار و روشن گشته اعراض نموده و روى گرداند .
دور نمايى در اراده و مطلبش ، نرمى در سخن و گفتارش ، درد دلش پنهان ، كارهاى پسنديدهاش آماده ، گفتارش صادق ، كارش زيبا ، خير و خوبيش سرازير ، شرور و بديش عقب مانده باشد .
التمحيص ( تكامل و طهارت روح ) ( فارسى ) — صفحة 169
مساهمون: محمد بن همام الإسكافي
ص١٦٩