27 - من جار ملكه عظم هلكه 8030 .
28 - من خانه وزيره فسد تدبيره 8054 .
29 - من خاف سوطك تمنّى موتك 8060 .
30 - من وثق بإحسانك أشفق على سلطانك 8061 .
31 - من اجترأ على السلطان فقد تعرّض للهوان 8537 .
32 - من خان سلطانه بطل أمانه 8614 .
33 - من عدل في سلطانه استغنى عن أعوانه 8669 .
34 - من أشفق على سلطانه قصّر عن عدوانه 8670 . 27 - هر كه پادشاهى او جائر باشد ( يا هر كه به ملك يمين و بنده خود ستم نمايد ) هلاكت او بزرگ باشد .
28 - هر كه وزيرش به او خيانت كند تدبيرش فاسد گردد .
29 - هر كه از تازيانه ( و بدرفتارى ) تو بترسد آرزوى مرگ تو را كند .
30 - هر كه اعتماد به احسان ( و خوشرفتارى ) تو داشته باشد بر ( نقصان و زوال ) سلطنت تو بترسد ( يعنى آرزوى بقاء آن داشته باشد ) .
31 - هر كه ( از رعيت ) بر پادشاه جرأت و دليرى كند در حقيقت متعرض خوارى گرديده است .
32 - هر كه بسلطان خود خيانت كند امان و ايمنى او باطل شود ( يعنى گرفتار خشم او شود ، البته اين گونه امور قهرى است ولى نمى رساند كه اگر پادشاه جبار بود مردم وظيفه سكوت داشته باشند ) .
33 - هر كه در سلطنت و پادشاهى خود عدالت نمايد از يارى كنندگانش مستغنى شود .
34 - هر كه بر سلطنت خود بترسد ، دشمنى خود را كوتاه كند ( تا كسى متعرض حكومت و سلطنت او نشود ) .
هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى ) — صفحة 1353
مساهمون: عبد الواحد الآمدى التميمي
ص١٣٥٣