ايشان در برابر خدا دفاع نماييم جز با عمل نمودن و اينكه به ولايتمان دست نخواهد يافت مگر با عمل و پرهيزكارى . . . »
از اين رو ، كسى كه در ميان دوستداران ائمه عليهم السلام زندگى مىكند و ادّعاى دوستدارى ائمّه عليهم السلام را دارد نيز در معرض لغزش به سوى مفاسد مىباشد ؛ زيرا هرگز ائمّهء اطهار خود ، به شيعگى آن انسانى كه از ايشان در اوامر و نواهى پيروى نمىكند ، اعتراف نمىنمايند .
پس اگر انسانى بپندارد كه دوستدارى اهلبيت عليهم السلام تنها اظهار محبّت و گراميداشت ياد آنهاست ، بداند كه دچار اشتباهى بس بزرگ و زيانى آشكار شده است . چرا كه معناى كامل و درست ولايت ، همان اطاعت از خدا و رسولش ، و اقرار به حق بودن اهلبيت عصمت و طهارت عليهم السلام و حركت نمودن براساس راهشان - كه هيچ تفاوتى با آموزههاى قرآن ندارد - مىباشد .
از نمونههاى كمبود و نقص در ولايت و دوستدارى اهلبيت اين است كه مىبينيم برخى در سخن گفتن پيرامون فضيلتها ، مقام وتاريخ زندگانى ائمّه عليهم السلام فرورفتهاند و لى در عين حال ، در شناخت حكمت الهى از وجود ائمّه و يا علّت قرار دادن اينان به عنوان رهبران دين ونيز شناخت فقه و معرفتهاى الهى ايشان ، كوتاهى مىكنند . پس به همين خاطر مىبينيم كه در هر امر كوچك و بزرگى به جدل مىپردازند . به جدلى كه از عدم تسليم شدن ايشان در برابر فرمودههاى ائمّه عليهم السلام سرچشمه مىگيرد . علىرغم اينكه خود به عصمت و شأن اهلبيت عليهم السلام و پيوند آنان با قرآن و پيامبر گرامى ، اعتراف مىكنند !
امام حسين (ع) تجلى حقيقت (فارسى) — صفحة 232
مساهمون: شوشترى زاده
ص٢٣٢