افسانهها و فرهنگهاى باطل مبارزه نمايدو تمدّنى را شكوفا سازد كه پايهء ارزشهايش در همكارى براساس نيكى و پرهيزكارى نهفته مىباشد . اين امر در ميان مسلمانان به جايى رسيد كه در جنگ « موته » پيامبر امر فرمودند تا به زخميهاى جنگ آب بدهند . امّا هريك از نوشيدن آب سر باز مىزدند و برادر مجروح ديگر را بر خود ترجيح مىدادند و با زبان حال خود مىگفتند : « برادرم از من تشنهتر است پس او را پيش از من آب دهيد . » - در حالى كه همگى در حال احتضار بودند و آب دادن به محتضر مستحب مىباشد - بدينسان هريك با اينكه نياز شديدى به آب داشتند ، ولى برادر ايمانى خود را بر نياز خويش ايثار نمودند و بدينسان همگى بدون استثناء تشنه لب ، جان دادند .
مىبينيد كه چگونه آن عربهاى دوران جاهليّت كه به خاطر لقمهء نانى يكديگر را مىكشتند به انسانهايى در اوج قلّهء محبّت ، دهش ، ايثار و مهربانى دگرگون شدهاند . تا آنجا كه هنگاميكه رسول اكرم صلى الله عليه و آله خطبهاى مىخواندند ، اشكهاى ايشان بر گونههايشان سرازير مىشد ، چرا كه دلهاى سخت جاهليّت به دلهاى نرم و زيبايى چون شكوفههاى بهارى مبدّل شده بودند .
و مىبينيم آن هنگام كه ، امام حسين عليه السلام بر قتلگاه حبيب بن مظاهر ايستاد ، چنين فرمود :
« للَّهِ درّك يا حَبِيب ، لَقَدْ كُنْتَ فاضِلًا تَخْتِمُ الْقُرْآنَ فِي لَيْلَةٍ وَاحِدَةٍ » « 1 »
.
هامش
( 1 ) - مجمع مصائب اهلالبيت عليهم السلام ، ص 131 .