پاكيزهاى تشبيه كرده كه ريشهء آن ( در زمين ) ثابت ، و شاخهء آن در آسمان است ؟ ! هر زمان ميوهء خود را به اذن پروردگارش مىدهد . و خداوند براى مردم مثلها مىزند ، شايد متذكّر شوند ( و پند گيرند ) . ( همچنين ) « كلمهء خبيثه » ( و سخن آلوده ) را به درخت ناپاكى تشبيه كرده كه از روى زمين بركنده شده ، و قرار و ثباتى ندارد . »
چرا كه محصول درخت پاك ، گلها و ميوههاى پاك مىباشد در حالى كه درخت ناپاك تنها ميوهء تلخ و خار مىدهد . پس كشمكش ميان دو برنامه و روش است و همانگونه كه امويان نقشه برنامهريزى شدهاى داشتند و معاويه آن را به اجرا گذاشت و پس از او در طول حكومت بنى اميّه نيز ادامه يافت ؛ خاندان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز برنامهاى آشكار داشتند كه هريك براساس آن به ايفاى نقش خويش پرداختند وصدالبتّه برنامهاى آسمانى بود و نه زمينى !
بنابراين داستان عاشورا يك واقعهء اتّفاقى نبوده ، بلكه بخشى از اين برنامه به شمار مىرفته است . پس ناگزير بايد اين دو گروه باهم برخورد مىنمودند و امام حسين عليه السلام كشته مىشد تا با شهادتش راهى نوين را در برابر امّت بگشايد تا امّت به واسطهء آن راه ، در برابر خط انحرافى اموى ايستادگى نمايند و چنين امرى بايد در برابر هرگونه تحريف ديگرى در تاريخ پديد آيد . چرا كه اين برنامهاى است هميشگى ؛ از آغاز آفرينش هستى تا هر زمانى كه خداوند سبحان اراده نمايد .
امام حسين (ع) تجلى حقيقت (فارسى) — صفحة 194
مساهمون: شوشترى زاده
ص١٩٤