خدا آمرزش مىطلبم و از او درخواست مىكنم كه مرا به آنچه دوست دارد و مىپسندد موفّق بدارد . »
بدينسان احتياط در ترك مبارزه با حكّام ستمگر نيست . زيرا كسى كه با حاكم ستم پيشه بيكار نمايد ، بهشت را براى خود خريده است ولى شخصى كه مبارزه با حاكم ستمكار را ترك مىنمايد ، آشكار نيست كه آيا مىتواند عذرى در نزد خدا داشته باشد يا خير .
وپياپى امام بازبان تهديد آميز مىفرمايد :
« وقلت فيما قلت : متى تكدني أكدك ، فكدني يا معاوية فيما بدا لك . . . » « 1 »
. « و آوردهاى كه : اگر با من دسيسه كنى من نيز با تو دسيسه كنم .
اى معاويه ! تا مىتوانى با من مكر كن . »
پس بياييم و دراين ستيزه جويى كه از سوى انسانى كه - در ظاهر - از عامّه مردم مىباشد و طاغوت زمان خود را مخاطب قرار مىدهد ، تأمّل كنيم :
« فكدني يا معاوية فيما بدا لك ، فلعمري لقديماً يكاد الصالحون ، وإنّي لأرجو أن لا تضرّ إلّانفسك ولا تمحق إلّاعملك ، فكدني ما بدا لك ، واتّق اللَّه يا معاوية ! و اعلم أنّ للَّهكتاباً لا يغادر صغيرة ولا كبيرة إلّاأحصاها ، و اعلم أنّ اللَّه ليس
هامش
( 1 ) - فرهنگ جامع سخنان امام حسين عليه السلام ، ترجمهء على مؤيّدى ، ص 287 ، پاورقى .