بناسٍ لك قتلك بالظنّة ، وأخذك بالتهمّة ، وإمارتك صبيّاً يشرب الشراب ، ويلعب بالكلاب ، ما أراك إلّاقد أوبقت نفسك ، وأهلكت دينك ، وأضعت الرعيّه . . . والسّلام » « 1 » «
اى معاويه ! تا مىتوانى با من مكر كن ، به دينم سوگند از دير زمان با صالحان مكر مىكردند . اميدوارم دسيسهء تو جز خودت را زيان نرساند و جز عمل تو را تباه نسازد .
هرچه دانى با من مكر كن . از خدا بترس اى معاويه ! بدان كه خدا را كارنامهاى است كه هيچ كوچك و بزرگ را فرونمى گذارد جز اينكه همه را به حساب مىآورد . بدان كه خدا كشتار از روى بدبينى و گرفتار ساختن از روى تهمت تو را فراموش نكرده و نيز فرمانروا كردن تو كودكى را كه شراب مىنوشد و سگ بازى مىكند از ياد نخواهد برد .
من تو را نمىبينم جز اين كه خود را هلاك و دينت را نابود و زير دستان خود را تباه ساختهاى . و السلام . »
زمينه سازى براى انقلاب
شايد اين مرحله در اواخر حيات معاويه بود كه امام حسين عليه السلام در مكّه مكرّمه ، در ايام حجّ ، هر كسى را كه پيوندى با رسول اكرم صلى الله عليه و آله - از ياران پيامبر - داشت ، گردآورد و شايد 70 نفر از آنها حضور بهم رساندند ، علاوه بر آن تابعين - كه نزديك به 400 نفر از آنها گرد آمدند -
هامش
( 1 ) - فرهنگ جامع سخنان امام حسين عليه السلام ، ترجمهء على مؤيّدى ، ص 287 ، پاورقى .