تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام حسين (ع) تجلى حقيقت (فارسى) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
بناسٍ لك قتلك بالظنّة ، وأخذك بالتهمّة ، وإمارتك صبيّاً يشرب الشراب ، ويلعب بالكلاب ، ما أراك إلّاقد أوبقت نفسك ، وأهلكت دينك ، وأضعت الرعيّه . . . والسّلام » « 1 » « اى معاويه ! تا مىتوانى با من مكر كن ، به دينم سوگند از دير زمان با صالحان مكر مىكردند . اميدوارم دسيسهء تو جز خودت را زيان نرساند و جز عمل تو را تباه نسازد . هرچه دانى با من مكر كن . از خدا بترس اى معاويه ! بدان كه خدا را كارنامه‌اى است كه هيچ كوچك و بزرگ را فرونمى گذارد جز اينكه همه را به حساب مىآورد . بدان كه خدا كشتار از روى بدبينى و گرفتار ساختن از روى تهمت تو را فراموش نكرده و نيز فرمانروا كردن تو كودكى را كه شراب مىنوشد و سگ بازى مىكند از ياد نخواهد برد . من تو را نمىبينم جز اين كه خود را هلاك و دينت را نابود و زير دستان خود را تباه ساخته‌اى . و السلام . »

زمينه سازى براى انقلاب

شايد اين مرحله در اواخر حيات معاويه بود كه امام حسين عليه السلام در مكّه مكرّمه ، در ايام حجّ ، هر كسى را كه پيوندى با رسول اكرم صلى الله عليه و آله - از ياران پيامبر - داشت ، گردآورد و شايد 70 نفر از آنها حضور بهم رساندند ، علاوه بر آن تابعين - كه نزديك به 400 نفر از آنها گرد آمدند -
هامش
( 1 ) - فرهنگ جامع سخنان امام حسين عليه السلام ، ترجمهء على مؤيّدى ، ص 287 ، پاورقى .
امام حسين (ع) تجلى حقيقت (فارسى) — صفحة 159 | شوشترى زاده / السيد محمد تقي المدرسي