به او ابلاغ نمود . امام على عليه السلام نيز دراين موسم مبارك كه قبايل مشرك عرب گروه گروه براى موسم حجّ بزرگ در مشعرالحرام - در مكّه مكرّمه - حاضر شده بودند ، با شفّافيت تمام برائت از مشركين را اعلام نمود .
دراين زمينه آنچه قابل توجّه مىباشد اين است كه طاغوتيان در طول تاريخ اجازه سخن گفتن در مورد راستى ، و فادارى ، صلهء رحم ، نماز و زكات و . . . را به مردم مىدهند ؛ ولى واى به حال كسى كه در مورد شرك ، رشوه خوارى ، فساد ، انحراف و منكرات سخن به ميان آورد ، چرا كه هميشه برائت از مشركين را نپذيرفتهاند .
حال اينكه چرا كلمهء توحيد با نفى غير خدا آغاز و با اثبات خدا پايان مىيابد ؟
« لا إله الّا اللَّه » « نيست معبودى جز خدا » و چرا خداوند هر گناهى را جز شرك ورزيدن مىبخشد ، و چرا شرك را ستمى بزرگ به شمار مىآورد ، و چرا هميشه پيامبران در طول تاريخ با شرك و مشركينى كه غير از خدا ، پروردگار ديگرى را برمىگزيدند ، پيكار مىنمودند ؟
زيرا لغزشگاه بزرگى كه بشريت را تهديد مىكند ، اين است كه از بشريت خواسته مىشود خدا را نفى نكند ، و عين حال به او شرك بورزد . همه چيز به وجود خدا گواهى مىدهد ولى مردم معمولًا مىخواهند جز او را نيز بپرستند و آفريدههاى ديگرى چون سنگ يا انسان و يا برنامههاى گوناگون را اولياى خود قرار دهند .
مشكل اين است كه انسان تا زمانى مىخواهد خدا را بپرستد كه در آن براى وى ، مصلحتى وجود داشته باشد . بنابراين او را مىبينى كه
امام حسين (ع) تجلى حقيقت (فارسى) — صفحة 134
مساهمون: شوشترى زاده
ص١٣٤