تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
رسيدن مرگ توبه آرد . بر شهوت چيره شود ، - و رهايش نگذارد - چه مرگ او پوشيده است و آرزوى دراز وى را فريبنده ، و شيطان بر او نگهبان - و هر لحظه گمراهىاش را خواهان - . گناه را در ديدهء او مىآرايد ، تا خويش را ان بيالايد ، كه : بكن و از آن توبه نما ! و اگر امروز نشد فردا ، تا آنكه مرگ او سر برآرد ، و او در غفلت خود را از انديشهء آن فارغ دارد . دريغا و پشيمانيا ! بر آن در غفلت به سر بردهء روزگار تباه ، و عمر وى بر اين تباهى و غفلت گواه . از خداى سبحان خواهانيم كه ما و شما را از كسانى بدارد كه نعمت ، آنان را به راه سركشى در نيارد ، و هيچ چيز از اطاعت پروردگارشان د ، و پس از مرگ اندوه و پشيمانى به آنان روى نيارد . ( 65 )
و از خطبه‌هاى آن حضرت است سپاس خداى را ، كه - صفتهاى او هميشگى است - ، و حالى از او را بر حالى پيشى نيست ، تا در آغاز باشد پيش از بودن در پايان ، و آشكارا باشد پيش از بودن در نهان . هر چه را واحد نامند اندك و تنهاست ، جز او كه يگانه است و بر همه فرمانرواست . هر عزيزى جز او خوار است و هر نيرومندى جز او ناتوان و بىمقدار . هر مالكى جز او بنده است و هر عالمى دانش آموزنده ، هر توانايى گاه بود كه ناتوان است جز او - كه توانا در هر حال و زمان است - . جز او هر شنوايى ، آواى نرم و آهسته را نتواند شنود ، و فرياد درشت ، او را كر خواهد نمود ، و بر بانگى كه دور است ، وقوفش نتواند بود . هر بينا جز او ديدن رنگهاى پوشيده و ظريف نتواند . و در نگريستن به جسمهاى لطيف عاجز ماند . و هر آشكارى جز او در نهان نيست ، و جز او هر چه در باطن است عيان نيست . آنچه آفريد نه براى افزودن قدرت و توان بود ، و نه به خاطر بيم از پيشآمدهاى زمان . نه براى آنكه در رزم همتايى جنگجو ، او را يارى كند ، و يا شريكى را كه به مال نازد ، مغلوب و متوارى ، و يا ضدى برترى جوى را منكوب و فرارى ، بلكه آنان آفريدگانى هستند پرورده - و روزيخوار - ، و بندگانى خرد و بىمقدار . در آفريدگان حلول نكرده بدانسان كه گويند در آنهاست ، و