همه در مقابل ثوابى كه از خدا براى شما اميد مىدارم ، و كيفر او كه از آن بر شما اندك است و ناچيز . به خدا ، اگر دلهاى شما يكسره بگدازد ، و ديدههاتان از شوق پروردگار يا از بيم كردگار قهّار سيل خون روان سازد ، و نيا پايدار است در آن بمانيد - و كوشش كنيد تا توانيد - اين همه كردههاى شما پاداش نعمتهاى بزرگ او نخواهد بود ، و با نعمت ايمان كه شما بدان راه را نمايانده ، كجا برابرى تواند بود .
( 53 )
در يادآورى روز قربان و چگونگى قربانى
قربانى آن گاه كامل و تمام است كه گوش آن را نيك بنگرند ، تا بريده يا شكافته نباشد ، و چشم آن نيز درست بود . اگر گوش و چشم درست بود قربانى درست و تمام است ، هر چند شاخش شكسته و پايش لنگ بود و لنگان لنگان به قربانگاه رود . [ رضى گويد ، « منسك » در اينجا به معنى قربانگاه است . ]
( 54 )
و از خطبههاى آن حضرت است
چنان بر من هجوم آوردند كه شتران تشنه به آبشخور روى آرند ، و چراننده پاىبند آنها را بردارد و يكديگر را بفشارند ، چندان كه پنداشتم خيال كشتن مرا در سر مىپرورانند ، يا در محضر من بعضى خيال كشتن بعض ديگر را دارند . پشت و روى اين كار را نگريستم ، و ديدم جز اين رهى نيست كه جنگ با آنان را پيش گيرم ، يا آنچه را محمّد ( ص ) براى من آورده است نپذيرم . پس پيكار را از تحمّل كيفر آسانتر ديدم ، و رنج اين جهان را بر كيفر آن جهان بگزيدم .