تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
گويند . و اصل آن به معنى زمين هموار است . و از كلمهء « نطفة » ، مقصودش آب فرات است و آن از تعبيرهاى غريب و عجيب است . ] ( 49 )
و از سخنان آن حضرت است سپاس خداى راست كه كارهاى پوشيده را داند ، و نشانه‌هاى روشن ، او را شناساند ، و ديدهء بينا ديدنش نتواند . نه چشم آن كس كه او را نبيند منكر او گرديد ، و نه دل آن كس كه او را شناخت ، به ديده تواندش ديد . در برترى از همه پيش است و هيچ چيز برتر از او نيست ، و در نزديك بودن چنان است ، كه چيزى نزديكتر از او نيست ، پس نه برتر بودن او ، وى را از آفريده‌اش دور داشته ، و نه نزديك بودنش - آفريده‌ها - را با او در يك رتبت بداشته . خردها را بر چگونگى صفات خود آگاه نساخته ، و در شناخت خويش تا آنجا كه بايد - بر ديدهء آنها - پرده نينداخته . اوست كه نشانه‌هاى هستى بر او گواه پيداست ، و زبان دل منكر بدين حقيقت گوياست ، و از آنچه مشبّهان و منكران در بارهء او گويند مبراست . ( 50 )
و از سخنان آن حضرت است همانا آغاز پديد آمدن فتنه‌ها ، پيروى خواهشهاى نفسانى است و نوآورى در حكمهاى آسمانى . نوآوريهايى كه كتاب خدا آن را نمىپذيرد و گروهى از گروه ديگر يارى خواهد تا بر خلاف دين خدا ، اجراى آن را به عهده گيرد . پس اگر باطل با حقّ در نياميزد ، حقيقت جو آن را شناسد و داند ، و اگر حق به باطل پوشيده نگردد ، دشمنان را طعنه زدن نماند . ليكن اندكى از اين و آن گيرند ، تا به هم در آميزد و شيطان فرصت يابد و حيلت برانگيزد تا بر دوستان خود چيره شود و از - راهشان به در برد - . امّا آن را كه لطف حقّ دريافته باشد ، نجات يابد و راه حقّ را به سر برد .