تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
( 51 )
و از خطبه‌هاى آن حضرت است چون سپاهيان معاويه در نبرد صفيّن شريعهء فرات را گرفتند ، و ياران على را از برداشتن آب بازداشتند . از شما خواستند تا دست به جنگ بگشاييد . پس يا به خوارى برجاى بپاييد و از رتبه‌اى كه داريد فروتر آييد ، يا شمشيرها را از خون تر كنيد ، و آب را از كف آنان به در كنيد . خوار گشتن و زنده ماندنتان مردن است ، و كشته گشتن و پيروز شدن ، زنده بودن . معاويه گروهى نادان را به دنبال خود مىكشاند و حقيقت را از آنان مىپوشاند . - كوركورانه پى او مىتازند - تا خود را به كام مرگ در اندازند . ( 52 )
و از خطبه‌هاى آن حضرت است بدانيد دنيا سپرى شده و بدرود گويان روان است . معروف آن ، منكر گشته و پشت كرده شتابان است . ساكنان خود را مىجهاند تا به سر منزل نيستى رساند ، همسايگان خويش را مىراند و به گوش آنان آهنگ مرگ مىخواند . شيرين آن تلخ است و ناگوار ، روشن آن تيره است و تار . از آن جز اندكى نمانده ، چون اندك آبى كه در آورند ماند ، يا جرعه‌اى كه تشنه آن را به گلو رساند ، و تشنگى را ننشاند . پس بندگان خدا ، از خانه‌اى كه سرنوشت مردم آن نيستى است ، قصد رفتن كنيد مبادا مغلوب آرزو شويد و آهنگ ماندن كنيد . به خدا ، اگر چون شتر بچه مرده بزاريد و چون كبوتر جفت از دست شده ، بانگ برآريد ، و چون راهب ترك دنيا گفته فرياد كشيد ، و مال و فرزندان در راه قربت خدا دهيد تا رتبت شما افزوده گردد يا گناهانتان بخشوده ، گناهانى كه در نامه‌هاى او ثبت است و شمرده ، و فرشتگان وى آنان را از خاطر نبرده اين