را تعليم دهم تا نادان نمانيد ، و آداب آموزم تا بدانيد . امّا حقّ من بر شما اين است كه به بيعت وفا كنيد و در نهان و آشكارا حقّ خيرخواهى ادا كنيد . چون شما را بخوانم بياييد ، و چون فرمان دهم بپذيريد ، و از عهده برآييد .
( 35 )
و از خطبههاى آن حضرت است بعد از گماردن داوران
سپاس خداى راست ، هرچند روزگار كارى دشوار پيش آورده ، و حادثهاى بزرگ پديد كرده . گواهى مىدهم كه خدا يكى است ، انبازى ندارد و با او شريكى نيست ، و محمّد بندهء او و فرستادهء اوست . درود بر او و آل او باد . امّا بعد ، نافرمانى خيرخواه مهربان ، داناى كاردان ، دريغ خوردن آرد ، و پشيمانى به دنبال دارد . در بارهء اين داورى رأى خويش را گفتم ، و آنچه درون دل داشتم از شما ننهفتم ، « رأى راست آن بود اگر مىپذيرفتيد » . امّا مخالف وار ، سر باز زديد و نافرمانى پيش گرفتيد ، جفا ورزيديد و به راه عصيان رفتيد ، تا آنكه نصيحتگو در بارهء خود بدگمان شد ، و « حلوا رنج دهان » ، و داستان من و شما چنان كه :
نصيحت همه عالم چو باد در قفس است به گوش مردم نادان چو آب در غربال
( 36 )
و از خطبههاى آن حضرت است در ترساندن خارجيان نهروان
شما را از آن مىترسانم كه كشته در كرانهء اين رود افتاده باشيد ، و در