تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
به شتران رام تشبيه كرده است كه شيرشان را به آرامى مىدوشند و به آسانى بر پشتشان نشينند . ] 473 [ و او را گفتند : اى امير مؤمنان چه مىشد اگر موى خود را رنگين مىكردى ؟ ] [ فرمود : ] رنگ كردن مو آرايش است و ما در سوك به سر مىبريم [ و از سوك رحلت رسول خدا ( ص ) را قصد دارد . ] 474 [ و فرمود : ] مزد جهادگر كشته در راه خدا ، بيشتر نيست از مرد پارسا كه - معصيت كردن - تواند - ليكن - پارسا ماند . و چنان است كه گويى پارسا فرشته‌اى است از فرشته‌ها . 475 [ و فرمود : ] خرسندى مالى است كه پايان نيابد [ و بعضى اين گفته را از رسول خدا ( ص ) روايت كرده‌اند . ] 476 [ و چون زياد بن ابيه را به جاى عبد اللَّه پسر عباس به فارس و شهرهاى تابع آن حكومت داد ، در گفتارى دراز كه او را از گرفتن خراج پيش از رسيدن وقت آن نهى فرمود گفت : ] كار به عدالت كن و از ستم و بيداد بپرهيز كه ستم رعيت را به آوارگى وادارد و بيدادگرى شمشير را در ميان آرد . 477 [ و فرمود : ] سختترين گناهان گناهى بود كه گناهكار آن را سبك شمارد . 478 [ و فرمود : ] خدا بر عهدهء نادانان ننهاد كه دانش آموزند تا بر عهدهء دانايان نهاد كه بدانان بياموزند . 479 [ و فرمود : ] بدترين برادران كسى است كه براى او به رنج افتى . [ چه