نوشيدنى ، - ناى گرفتنى است و با هر لقمهاى طعام در گلو ماندنى ، و بنده به نعمتى نرسد تا از نعمتى بريده نشود ، و به پيشباز روزى از زندگى خود نرود تا روزى از آنچه او راست سپرى نشود . پس ما ياران مرگيم و جانهامان نشانهء مردن ، پس چسان اميدوار باشيم جاودانه به سر بردن ؟ و اين شب و روز بنايى را بالا نبردند جز كه در ويران كردن آن بتاختند و در پراكندند آنچه فراهم ساختند .
192
[ و فرمود : ] پسر آدم ! آنچه بيش از خوراك روزانهات كسب نمودى در آن گنجور جز خود بودى .
193
[ و فرمود : ] دلها را هوايى است و روى آوردنى و پشت كردنى ، پس دلها را آن گاه به كار گيريد كه خواهان است و روى در كار ، چه دل اگر به ناخواه به كارى وادار شود ، كور گردد .
194
[ و فرمود : ] چون خشمناك شوم ، كى خشم خود را فرو نشانم ؟ آن گاه كه انتقام گرفتن نتوانم ، تا مرا گويند اگر شكيبا باشى - بهتر - يا آن گاه كه توانم تا مرا گويند اگر ببخشايى - نيكوتر - .
195
[ و بر پليديى كه در پارگين بود گذشت و فرمود : ] اين چيزى است كه بخيلان در آن بخل مىورزيدند . [ و در روايت ديگرى است كه فرمود : ] اين چيزى است كه ديروز بر سر آن همچشمى مىكرديد .
196
[ و فرمود : ] آنچه از مالت رفت و تو را پند آموخت ، از دستت نشد و نسوخت .
197
[ و فرمود : ] اين دلها همچون تنها به ستوهايد پس براى - راحت - آن سخنان تازهء حكمت بايد .
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 394
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٩٤