تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
گشادنش براى پذيرايى آن آماده شويد ، و تا نيامده است خود را مهيّاى در آمدنش سازيد ، كه پايان كار قيامت است ، و اين اندازه پند ، خردمند را كفايت است و نادان را مايهء عبرت ، و پيش از رسيدن به قيامت - چنان كه مىدانيد - تنگى گورهاست ، و سختى نوميد ماندن ، و هراس ديدارگاه آن جهان ، و در ترس و بيم به سربردن ، و درهم ريختن استخوانها ، و كر شدن گوشها ، و تاريكى خوابگاه گور ، و ترس قيامت - و نشور - ، و تيرگى مغاك ، و به هم آمدن سنگ قبر بر خاك . خدا را ! خدا را ! بندگان خدا بترسيد كه دنيا شما را به راهى مىراند - كه به قيامت رساند - ، شما و قيامت بستهء يك ريسمانيد . - و از هم جدا نمىمانيد - . گويى قيامت با نشانه‌هايش پديدار است ، و علامتهاى آن آشكار ، و شما را به صراط خود نگاهداشته - و خواستار - ، با زلزله‌هايش سررسيده و سنگينى آن - بر شما - بار . و دنيا رشتهء پيوند با مردم خود گسلانده ، و آنان را از دامن خود برون رانده . گويى روزى بود و به آخر كشيد ، يا ماهى و به سر رسيد . تازهء آن كهنه و فربهء آن نزار ، در موقفى سخت تنگ و كارهايى بزرگ و درهم - و برونشو دشوار - ، و آتشى كه سوزش آن سخت و توان فرسا - ست و بانگ آن بلند و رساست . شعلهء آن رخشان است ، آوازش خروشان است ، زبانهء آن درخشان است ، خاموشى آن نامنتظر است ، و فروزينهء آن شعله‌ور ، بيم آن ترساننده ، قرارگاه آن به جايى راه نبرنده ، پيرامونش تار و ديگهايش گرم و به بار ، كارهايش سخت و دشوار « و آنان كه پرهيز كردند و از پروردگار خود ترسيدند گروه گروه به بهشت رانده مىشوند . » نه ترس عذاب دارند و نه بيم عقاب ، از آتش دور ، در خانهء امن آسوده و آرام ، و از جاى باش و آسودن در آن خشنود و به كام . آنان كه در دنيا كارهاشان پاك بود و ديده‌هاشان گريان و نمناك ، شب آنان در دنيا روز بود با فروتنى كردن و آمرزش طلبيدن ، و روزشان شب با تنهايى گزيدن و از مردم بريدن . پس خدا بهشت را بازگشتگاه آنان ساخت و پاداش ايشان را نيكو پرداخت ، و آنان در خور آن ثواب بودند و بدان سزاوار ، با ملكى هميشگى و نعمتى پايدار .