بدى روى آورده و پيش مىدود . و طمع شيطان در تباه كردن مردمان بيشتر مىشود . اين روزگارى است كه ساز و ساخت شيطان قويتر گرديده ، و فريب و بد سگالى او فراگيرتر گشته ، و شكار وى در دسترش قرار گرفته . گوشهء چشم به هر سو كه خواهى به مردم بيفكن ! آيا جز مستمندى بينى با فقر دست به گريبان ، يا دولتمندى با نعمت خدا در كفران ، يا آن كه دست بخشش ندارد ، و ندادن حق خدا را افزونى مال به حساب آرد ، يا سركشى كه - از سخن حق روگردان است - ، گويى گوش او از شنيدن موعظتها گران است . كجايند گزيدگان شما و نيكانتان ، و آزادگان و جوانمردانتان ؟ كجايند پرهيزگاران در كسب و كار ، و پاكيزگان در راه و رفتار ؟ آيا جز اين است كه همگان رخت بربستند ، و از اين جهان پست و گذران ، و تيره كنندهء عيش بر مردمان ، دل گسستند ؟ و شما مانديد ! گروهى خوار و بىمقدار ، كه از خردى رتبت ، لب نخواهد به هم خورد تا نامشان را به زشتى برد ، و همى خواهد يادشان را از خاطر بسترد ، پس * ( « الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا » ) * . فساد آشكار گشت ، نه كار زشت را دگرگون كنندهاى مانده است و نه نافرمانى و معصيت را بازدارندهاى . با چنين دستاويز مىخواهيد در دار قدس خدا مجاور او شويد ؟ و نزد وى از گراميترين دوستانش گرديد ؟ هرگز ! با خدا و بهشت او فسوس نتوان كرد ، و خشنودى او را جز به طاعت به دست نتوان آورد . لعنت خدا بر آنان كه به معروف فرمان دهند ، و خود آن را واگذارند ، و از منكر بازدارند و خود آن را به جا آرند .
( 130 )
و از سخنان آن حضرت است به ابو ذر ، هنگامى كه او را به ربذه تبعيد كردند
ابو ذر ! همانا تو براى خدا به خشم آمدى ، پس اميد به كسى بند كه به خاطر او خشم گرفتى . اين مردم بر دنياى خود از تو ترسيدند ، و تو بر دين خويش از آنان ترسيدى . پس آن را كه به خاطرش از تو ترسيدند . بديشان واگذار ، و با آنچه از آنان بر آن ترسيدى 2 رو به گريز در آر . بدانچه آنان را از آن