تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
سوزان ، پسر ابو طالب را واگذاريد و چون زن - كه وقت زادن - ميان ران خود گشايد ، هر يك به سويى رو آريد ، و من بر پى آن نشانها مىروم كه پروردگارم نهاده ، و آن راه را مىپويم كه رسول خدا گشاده . راه راست حقّ را گام به گام مىپيمايم و آن را از كوره راه باطل جدا مىنمايم . به خاندان پيامبرتان بنگريد ، و بدان سو كه مىروند برويد ، و پى آنان را بگيريد . كه هرگز شما را از راه رستگارى بيرون نخواهند كرد و به هلاكتتان بازنخواهند آورد . اگر ايستادند بايستيد ، و اگر برخاستند ، برخيزيد . بر آنها پيشى مگيريد كه گمراه مىشويد ، و از آنان پس نمانيد كه تباه مىگرديد . همانا ياران پيامبر ( ص ) را ديدم ، كسى را نمىبينم كه همانند آنان باشد . روز را ژوليده مو ، گردآلود به شب مىرساندند ، و شب را به نوبت ، در سجده يا قيام به سر مىبردند . گاه پيشانى بر زمين مىسودند و گاه گونه بر خاك ، از ياد معاد چنان ناآرام مىنمودند كه گويى بر پارهء آتش ايستاده بودند . ميان دو چشمشان چون زانوى بزان پينه بسته بود ، از درازى ماندن در سجود . اگر نام خدا برده مىشد چندان مىگريستند كه گريبانهاشان تر گردد ، و مىلرزيدند چنان كه درخت ، روز تند باد لرزد ، از كيفرى كه بيم آن داشتند يا اميدى كه تخم آن در دل مىكاشتند . ( 98 )
و از سخنان آن حضرت است به خدا كه ، بر سر كار بمانند تا حرامى از خداى را نگذارند جز آنكه آن را حلال شمارند ، و پيمانى استوار نماند ، جز آنكه آن را بگسلانند ، و خانه‌اى در دهستان و خيمه‌اى در بيابان نبود جز آنكه ستم آنان بدان رسد و ويرانش گرداند ، و بدرفتارىشان مردم آنجا را بگريزاند . تا آنجا كه دو دسته بگريند : دسته‌اى براى دين خود كه از دست داده‌اند ، و دسته‌اى براى دنياى خويش كه بدان نرسيده‌اند ، و يارى يكى ديگرى را چون يارى بنده باشد به مولا ، اگر حاضر است راه او پويد و اگر غايب است بد او گويد ، و تا آنكه هر كس گمان
نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 90 | خطب الإمام علي ( ع ) / جعفر شهيدي