شهر شدم ، و تا بامروز ميسر نشده است ( حاضر نشدهايد ) كه با من بيرون بيائيد .
للَّه ابوكم ،
آيا نمىبينيد كه مصر بدست دشمن افتاد ؟ و اطراف شما نقصان يافته ؟
و وسائل جنگ و جهاد از دست رفته ، و بشهرهاى شما حمله شده ؟ در حالتى كه شما داراى عدد بسيار ، و شوكت ، و نيروى زياد ، و قوت و شجاعتى بوديد كه دشمن از شما ترسناك بود ، شما را به خدا ، بكجا ميرويد ؟ و بكجا پناهنده ميشويد ؟ و بازگشت كار شما بچه خواهد بود ؟
آگاه باشيد كه دشمنان شما كوشش كرده و نيرومند شدند ، و يك ديگر را مدد نموده و هر يك ديگرى را نصيحت و راهنمائى كردند ، و شما سستى نموده و يك ديگر را مخذول ساخته و بيك ديگر غش نموديد ، اگر به اين حال بمانيد سعادتمند نخواهيد شد و رستگارى نخواهيد ديد .
خدا شما را رحمت كند ، خوابيدههاى خود را بيدار كنيد ، و براى جهاد با دشمن خود نيرومند شويد ، كه حجت تمام شود ، و براى كسانى كه داراى دو چشماند صبح روشن گردد ، پس بيدار شويد و بدانيد كه جز اين نيست كه شما با طلقاء و فرزندان طلقاء و اهل جفا ميجنگيد كه از روى اكراه اسلام آوردند ، و نسبت برسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم دشمنانى سركش بودند ، و به تمام معنى با اسلام محارب بودهاند ، دشمنان سنت و قرآن ، و اهل بدعتها ، و آنچنان كسانى كه مردم از شر آنان پرهيز ميكردند ، و بر اسلام و اهل اسلام از آنان ترسناك بودند ، كسانى كه خورنده رشوه و بندگان دنيا بوده و هستند .
و به من رسيده است كه پسر نابغه ( عمرو بن عاص ) با معاويه بيعت نكرده مگر به اين شرط كه آنچه را كه از سلطنتى كه در دست خود اوست بزرگتر و مهمتر است به او بدهد ( به شرط اينكه مملكت مصر را كه از مملكت شام بزرگتر و مهمتر است به او بدهد ) پس خوار باد دست اين فروشنده كه دين خود را به دنيا فروخت ، و خوار باد امانت اين خريدارى كه با اموال مسلمانان فاسق غدارى را نصرت و يارى نمود ، و براى اين خريدار ، به يارى و نصرت كردن
برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 248
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٢٤٨