تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
ناصح غش و تغلب كند ، و بر حذر باش از اعتماد بر آرزوها كه آن سرمايهء احمقان است ، و در امور آخرت و دنيا تثبط و تأمل نما ، و دل خود را بادب پاكيزه كن چنان كه آتش با هيزم اصلاح شود ، و مانند جمع‌كننده هيزم در شب تار در سيل‌گاه مباش ، و كفران نعمت لئامت و پستى است ، و مصاحبت و رفاقت جاهل شوم است ، و خردمندى بمراعات تجربه است ، و بهترين تجربه آنست كه ترا پند دهد ، و نرمى و حسن اخلاق از كرم است ، بشتاب هنگام فرصت و آن را غنيمت بدان قبل از اينكه غصه و اندوه گردد ، و از حزم و مآل انديشى عزيمت داشتن است ، و از اسبابهاى حرمان و نااميدى سستى در كارها است ، هر جوينده يابنده نيست ، و هر مسافرى بازگشت ندارد ، و از دست دادن زاد و توشه از تبه‌كاريست ، و هر كارى را پايانى است ، و چه بسا سيركننده كه بسوى آنچه مآل امر اوست سير نمايد ، و خيرى در مددكار ضعيف و ناتوان نيست ، و كسى كه از روى عذرى امر نمايد ملايم و نرم نخواهد بود « 1 » كسى كه حلم ورزد سيادت و آقائى نمايد ، و كسى كه تفهم نمايد افزوده شود ( يعنى كسى كه از روى فهم مطالب را اخذ نمايد بر علم او افزوده شود ) و معاشرت با اهل خير آبادى دل است ، با روزگار سهل‌انگارى كن مادامى كه سركشى ننمايد و ذليل تو بوده باشد ، و بر حذر باش از اينكه مركوب لجاج بر زمينت زند ، و هر گاه مرتكب گناهى شدى تعجيل كن كه آن را بتوبه محو نمائى ، و به آن كس كه ترا امين قرار دهد خيانت مكن اگر چه او به تو خيانت نمايد ، و اسرار او را فاش مكن اگر چه او اسرار ترا فاش نمايد ، و خود را در كارها باميد زيادتر از آن بخطر ميانداز ، و جوينده باش كه آنچه نصيب تو است به تو ميرسد ، و تاجر خود را بخطر اندازنده است ، فضل و فضيلت را اخذ كن ، و بذل و عطاى خود را نيكو گردان ، و با مردم سخن نيكو بگو ، و بهترين كلمهء حكمت جامعه ، آنست كه دوست دارى براى مردم آنچه را كه براى خود دوست ميدارى ، و ناخوش دارى براى ايشان آنچه را كه براى
هامش
( 1 ) در نسخهء بجاى ( لا يلين من امر على عذر ) كه ترجمه شد ( لا يبين ) است يعنى نتواند ظاهر نمايد ، يا نتواند بيان نمايد .