تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
و اى فرزندم محمد ، كه خداوند عنايت و رعايت خود را نسبت به تو مضاعف فرمايد ، بدان كه : شيخ بزرگوارى كه وثاقت و امانت او مورد اتفاق است محمد بن يعقوب كلينى تغمده اللَّه جل جلاله برحمته ، نامهء مولاى ما امير الحسن را به فرزند خود جدت حسن سلام اللَّه جل جلاله عليهما روايت نموده است ، و نامهء مختصرى نيز از خط على عليه السّلام به فرزند خود محمد بن الحنيفه رضوان اللَّه جل جلاله عليه روايت نموده است ، و هر دو نامه را در كتاب ( الرسائل ) « 1 » ذكر كرده است ، و من آنها را در نسخهء قديمى كه ظاهرا تاريخ كتابت آن در زمان حيات خود محمد بن يعقوب رحمة اللَّه عليه بوده است ديده‌ام . و اين شيخ جليل القدر ( محمد بن يعقوب ) معاصر با وكلاى ( مهدى ) عليه السّلام - عثمان بن سعيد عمروى ، و فرزند او ابى جعفر محمد ، و ابى القاسم حسين بن روح و على بن محمد السمرى بوده است ؛ زيرا كه وفات على بن محمد السمرى در شعبان سال سيصد و بيست و نه بوده است ، و محمد بن يعقوب كلينى در سال سيصد و بيست و هشت در بغداد وفات نموده است ، پس تصنيفات اين شيخ جليل ( محمد بن يعقوب ) و روايات او در زمان وكلاى نام برده بوده است ، كه راه بتحقيق منقولات خود داشته است . و اى فرزندم بدان كه : ميان روايت حسن بن عبد اللَّه عسگرى صاحب كتاب ( الزواجر و المواعظ ) كه قبلا ذكر شد ، و روايت شيخ جليل محمد بن يعقوب در نامهء پدرت امير الحسن عليه السّلام به فرزند خود اختلاف و تفاوت است ، و ما آن را بروايت محمد بن يعقوب كلينى نقل مينمائيم ؛ زيرا كه اجمل و افضل است در آنچه ما قصد نموده‌ايم .
هامش
( 1 ) كتاب ( الرسائل ) يا ( رسائل الائمة ) از مؤلفات ثقة الاسلام كلينى صاحب كتاب ( كافى ) است كه در جلالت قدر و علو منزلت و عدالت و ورع و مراتب علمى بالاتر از آنست كه بيان شود ( و شرح حالش در كتب بتفصيل مذكور است ) .