فصل يك صد و پنجاه و يكم - ( راجع به وصيت مولا امير الحسن )
در اينجا بفكرم رسيد و بقلبم افتاد كه بذكر وصيت پدرت امير الحسن عليه السّلام - كه نزد او است علم كتاب - به فرزند عزيز خود ، و بنامهء آن حضرت بشيعيان خود ، كه آنان را كه بر حضرتش تقدم جستند ، ياد نموده است ، و بنامهء آن حضرت در ذكر امامان از اولاد خود عليهم السّلام ، اين كتاب را ختم نمايم .
و بهتر اينكه نامهء آن حضرت را به فرزند خود از طريق مخالف و مؤالف هر دو نقل نمايم ؛ زيرا كه اين طريقه نسبت به آنچه از سعادت دنيا و دين در بردارد ، جامعتر است .
فاقول : ابو احمد حسن بن عبد اللَّه بن سعيد عسكرى در جزء اول از كتاب ( الزواجر و المواعظ ) در نسخهء كه تاريخ آن ماه ذى القعدهء سال چهار صد و هفتاد و سه است ، چنين گويد : وصيت امير الحسن على بن ابى طالب عليه السّلام به فرزند خود ، كه اگر از حكمت چيزى را بايد با آب طلا نوشت همانا اين وصيت است ، و جماعتى آن را براى من روايت نمودهاند ، كه از آن جمله على بن الحسين بن اسماعيل است كه از حسن بن ابى عثمان الادمى از ابو حاتم المكتب يحيى بن حاتم بن عكرمه از يوسف بن يعقوب در انطاكيه