رساى سخنان امير المؤمنين عليه السّلام ندارد كه برترين سخن ، پس از كلام موجز و معجزهآساى خداوند است .
به نظر مىرسد كه اين حديث - با همهء درازى و شاخ و برگهايش - ساخته و پرداختهء بعضى از مجادلهكنندگان علم كلام باشد كه در مقابل زنديقان - كه به سبك قرآن خرده گرفتهاند - به آن متوسل شده ، طبق معلومات ذهنى و نظريهء خاص خودش ، به آن پاسخ گفته و در يك تعبير عوامانه آن را به امام عليه السّلام نسبت داده است .
نشانهاش اين است كه در اين روايت پارهاى اصطلاحات به كار رفته كه در زمان امامان عليهم السّلام متداول نبوده ، بلكه مربوط به عصرهاى بعد از آنان مىباشد ، مانند تعبير « بقيّة الله » دربارهء امام مهدى منتظر ( عج ) و تعبير « فعل ماضى » و « مستقبل « 1 » » كه از اصطلاحات نحويين است .
ب ) حديث « كنتم خير / ائمّة / ؛ شما بهترين / پيشوايان / بوديد » را قمى با سند روايت كرده و در تفسير عيّاشى - با كمى تفاوت - بطور مرسل نقل شده كه امام صادق عليه السّلام گفت : « اينگونه نازل شده است » و اين جمله دو احتمال دارد :
اول : اين قرائت صحيح است ، چرا كه در مرسلهء عياشى مىگويد : « در قرائت على عليه السّلام اينطور بود » « 2 » و پوشيده نيست كه مسألهء اختلاف قرائتها ارتباطى با مسألهء تحريف ندارد . « 3 »
اين مطلب هم مسلم است كه هيچ بخشى از قرآن - نه آيهها و نه سورههايش - را نمىتوان با خبر واحد اثبات نمود ، هرچند سندش صحيح باشد .
دوم : گرچه در اين آيه ، امت طرف سخن قرار گرفتهاند ، ولى منظور اصلى پيشوايان خواهند بود ، چرا كه - در مرحلهء اوّل - آنها مسؤول مستقيم امر به معروف و
هامش
( 1 ) . احتجاج ، ج 1 ، ص 375 .
( 2 ) . تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 195 .
( 3 ) . التمهيد ، ج 2 ، ص 79 .