است و من تعدادى از آنها را در موزهء امام رضا عليه السّلام ديدهام - لذا آنها در اعراب و نقطهگذارى آن تصرف نمودند و هريك طبق مذهب خودش در « لغت و صرف و نحو » قوانين ادغام ، اماله و مانند آن را پياده كردند . » « 1 »
آنقدر پريشانى و آشفتگى در سخنان اين شخص آشكار است كه شايد ما را از پاسخ دادن بىنياز مىسازد .
ببينيد ميزان آگاهى وى به تاريخ جمعآورى قرآن چقدر است ؟ ! مىگويد :
« هنگامى كه على عليه السّلام مصحفش را نزد آنان آورد دوّمى برخاست و گفت : مصحف عثمان براى ما بس است . »
در آن هنگام عثمان چه ارتباطى با جمعآورى قرآن داشت ؟
در جاى ديگر مىگويد : « مصحفهايى كه به شهرها فرستاده شد همه به دستخطّ عثمان بود ! » .
آيا عثمان با دست خودش مصحفها را مىنوشت ؟ !
گاهى مىگويد : « عمر مصحف ابن مسعود را سوزاند و مىخواست مصحف على را نيز بسوزاند كه موفق نشد . »
بار ديگر مىگويد : « ابو بكر و عمر باهم آنچه را عثمان در مصحفش نوشته بود برگزيدند و مصحفهاى ديگر را در ديگ آبجوش ريختند و پختند ! » .
از همه عجيبتر اينكه مىگويد : « مصحفهاى زيادى با دستخط امير المؤمنين عليه السّلام منتشر شده است ! » .
گويا امام بيكار بوده كه بنشيند و نسخهبردارى كند ، آن هم از مصحفهايى كه ديگران جمعآورى كردهاند [ و به پندار او خودش هم قبول ندارد ] .
ايراد ديگر اينكه در پايان ، اختلاف قرائتها را بهعنوان دليل تحريف قرآن
هامش
( 1 ) . منبع الحياة ، صص 68 - 70 و ضميمهء رسالهء « الشهاب الثاقب » فيض كاشانى ، صص 66 - 69 .