را پيدا نكرد . « 1 » باز هم اين تخيل از سرش بيرون نرفت و در هر فرصتى به آن اشاره مىكرد تا اينكه در واپسين روزهاى عمرش آشكارا آن را اعلام نمود .
ناگفته نماند كه حكم رجم ، مخصوص زن و مرد محصن است - خواه پير باشند يا جوان - لذا مالك « شيخ و شيخه » را به زن و مرد بيوه و ازدواج كرده تفسير نمود .
احتمال قوى مىرود كه عمر حكم رجم را از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شنيده ، ولى پنداشته كه آيهء قرآن است و اينگونه اشتباهات از او خيلى بعيد نيست .
2 - آيهء رغبت ( اعراض ) !
عمر مىگويد : در ميان آيات كتاب خدا كه مىخوانديم ، اين عبارت هم بود :
« ان لا ترغبوا عن آبائكم فانّه كفر بكم ان ترغبوا عن آبائكم ؛ از پدرانتان اعراض نكنيد چرا كه اين ، كفر به خودتان است كه از پدرنتان اعراض كنيد » يا « انّ كفرا بكم ان ترغبوا عن آبائكم ؛ اين ، كفر به خودتان است كه از پدرانتان اعراض كنيد . » « 2 »
و در روايت ديگرى مىگويد : « انّ انتفائكم من آبائكم كفر بكم ؛ جدا ساختن خودتان از پدرانتان موجب كفر به خودتان مىشود . » « 3 »
شايد حديثى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شنيده و آن را به جاى قرآن انگاشته است ، اما چرا در الفاظ متن ، ترديد دارد با اينكه هر سه عبارت ، غير منسجم و نامناسب است و شباهتى به ديگر كلمات زيبا و رساى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ندارد ؟ مثلا ، معنى « كفر به خويشتن » چيست ؟
3 - آيهء جهاد !
عبارت ديگرى كه به پندار عمر از قرآن افتاده آيهء جهاد است . از « ابن عوف »
هامش
( 1 ) . الاتقان ، ج 1 ، ص 58 .
( 2 ) . بخارى ، صحيح ، ج 8 ، صص 208 - 211 و مسلم ، صحيح ، ج 4 ، ص 167 و ج 5 ، ص 116 .
( 3 ) . الدر المنثور ، ج 1 ، ص 106 .