شيخ « ابو جعفر طوسى » در ذيل آيهء 24 سورهء محمّد صلّى اللّه عليه و آله « 1 » مىنويسد : « اين آيه ، گفتار نادانان اهل حديث را باطل مىسازد ، چرا كه آنها مىگويند : شايسته است احاديث را همانگونه كه به ما رسيده روايت كنيم هرچند معناى درستى نداشته باشد . » « 2 »
آرى ! حشويه با اين شيوهء مبتذل ، چنتههاى خود را از احاديث پراكنده و روايات دور از واقعيّت پر كرده ، راه را براى رونق يافتن اسرائيليّات و انتشار افسانههاى دروغين هموار ساختهاند . به همين دليل ، كتابهاى حديث و تفسير - بىجهت - حجيم و قطور شده و بسيارى از آن مطالب ، به كتابهاى تاريخ نيز راه يافته است .
و بدين ترتيب ، در لابهلاى متاع كمارزش حشويه ، تودهاى از اخبار تحريف انباشته شده كه در مجموعههاى بزرگ حديثى اهل سنت - مثل صحاح سته و جز آن - منعكس شده است .
اما اين مشكل نزد شيعيان جايى ندارد ، چون اين روايات ضعيف و بىارزش را به كلى مردود مىدانند ، چرا كه نه سند درستى دارند و نه محتوايشان با اصول مذهب سازگار است .
اينك نمونههايى از احاديث تحريف را كه حشويه نقل نموده و نويسندگان كتابهاى حديثى آن را ضبط كردهاند يادآور شده ، به دنبال هريك توضيح لازم را ارائه خواهيم داد .
1 - آيهء رجم !
« عمر بن خطاب » همواره مىپنداشت حكم سنگسار كردن زانى محصن ، يك
هامش
( 1 ) .أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُهاآيا آنها در قرآن تدبر نمىكنند يا بر دلهايشان قفل نهاده شده است ؟ !
( 2 ) . التبيان ، ج 9 ، ص 301 و براى آگاهى بيشتر ر . ك : التمهيد ، ج 3 ، ص 56 .