تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 937

مساهمون:

ص٩٣٧
فرمود : « عمرى ، عثمان بن سعيد و فرزندش ( يعنى محمّد ) ! آن دو ثقه هستند و هر چه به تو رساندند از جانب من رسانده‌اند » . « 1 » به هنگام وفات پدر محمّد بن عثمان ، توقيعى از سوى امام منتظر عليه السلام در اين باره خطاب به وى صادر شد كه در آن آمده بود : « خداوند تو را پاداش فراوان دهد و صبر نيكو در مصيبت او به تو عطا فرمايد . تو مصيبت زده شدى و ما نيز مصيبت زده شديم . پس از فراق او تو و نيز ما تنها مانديم . پس خداوند او را در آرامگاهش شاد دارد . از كمال سعادت پدرت آن است كه خداوند فرزندى چون تو به دو عطا فرموده كه پس از وى جانشين او باشى و به كارى كه او مىكرد ، بپردازى و از براى او ترحم كنى و طلب آمرزش نمايى . » « 2 » اينان كه نامشان گفته شد برخى از وكلا و نوّاب امام و كسانى بودند كه اركان نظام مرجعيّت در ميان امّت ، بدانها استحكام يافت . نظام مرجعيّت به مثابهء شيوه‌اى در حركت سياسى و راهى استوار براى دعوت به خدا و سازماندهى مكتبى براى جامعه ، قلمداد مىشود . همچنين اين نظام مىتواند ، به وقت بازگشت حكومت به دست اهل آن ، نظامى سياسى براى امّت باشد . نظام مرجعيّت همچون نظام امامت از ژرفاى دين سرچشمه مىگيرد . چون اين نظام به دور از غوغاى طايفه گرايى و عشيرت زدگى است همچنانكه با روح حزب گرايى و گروهگرايى ، فاصله دارد . طايفهء شيعه همواره در زير سايهء اين تشكّل مكتبى ، از دوران ائمه اطهار عليهم السلام ، زندگى كرده و از تواناييهاى شگرف آن برخوردار بوده است . اگر چه عقب ماندگى مردم گاه موجب توقف آن مىشده و اجازه نمىداده است كه اين نظام در برخى ابعاد به سوى تكامل مورد نظر خود
هامش
( 1 ) - حياة الامام العسكرى ، ص 168 . ( 2 ) - حياة الامام العسكرى ، ص 168 .