تا باختر را فرا گرفته است و دانشمندان مىدانند كه مهدى دوازدهمين جانشين است و اگر بگوييم كه زمامداران عبّاسى چيزى از اين احاديث نمىدانستند ، نا معقول مىنمايد . از همين روست كه مىبينيم آنان پيوسته و با هر وسيلهاى مىكوشند تا نور الهى را فرو نشانند امّا هيهات . . .
به اين دليل است كه معتمد عبّاسى ، به هنگام شدت گرفتن بيمارى امام تدابيرى استثنايى مىانديشد .
پس از آنكه امام چشم از جهان فرو مىبندد ، معتمد دستور مىدهد خانهء او را بازرسى كنند و كنيزانش را زير نظر بگيرند . او نمىدانست خداوند خود رسانندهء فرمان و كار خويش است و امام منتظر بيشتر از پنج سال است كه به دنيا آمده و از ديد جاسوسان مخفى شده است و برگزيدگان شيعه با وى بيعت كردهاند . .
بدين گونه امام بواسطهء زهر معتمد شهيد شد . « 1 »
پس از وفات و غسل و تكفين آن حضرت ، ابو عيسى بن متوكّل از جانب حكومت و به نيابت از خليفه بر آن حضرت نماز گزارد و پس از فراغت از نماز ، صورت امام را نمايان ساخت و آن را بويژه به هاشميها و علويها و مسئولان بلند مرتبه و قاضيان و پزشكان نشان داد و گفت : اين حسن پسر على پسر محمّد پسر رضاست كه به مرگ طبيعى ، در بستر خويش مرده است و به هنگام رحلتش فلانى و فلانى از خادمان و محرمان امير المؤمنين و فلانى و فلانى از قاضيان و فلانى از پزشكان بر بالين او حضور داشتهاند آنگاه چهرهء مبارك آن حضرت را پوشاند . « 2 »
هامش
( 1 ) - حياة الامام العسكرى ، ص 267 به نقل از ارشاد ص 383 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ص 268 به نقل از ارشاد همان مأخذ صفحه .