تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 883

مساهمون:

ص٨٨٣
در اين باره روايتهاى ديگرى نيز وارد شده . مبنى بر آنكه امامان عليهم السلام به ديگر زبانها نظير فارسى و تركى و همانند آنها آشنائى داشته‌اند و به آموزش و الهام الهى مردم را از حوادثى كه در آينده انتظارشان را مىكشيد ، آگهى مىدادند چنان كه در ارتباط با مرگ واثق ، خليفهء عبّاسى ، اين امر به ثبوت رسيد . از خيران اسباطى روايت كرده‌اند كه گفت : در مدينه بر امام هادى عليه السلام وارد شدم . آن‌حضرت به من فرمود : واثق چه مىكند ؟ پاسخ دادم : او سلامت است . پرسيد جعفر چه مىكند ؟ گفتم : او را به بدترين احوال در زندان محبوس ديدم . پرسيد : ابن الزيات چه مىكند ؟ گفتم : فرمان ، فرمان اوست . و من ده روز است كه از پيش آنها بدين جا آمده‌ام . در اين هنگام آن‌حضرت فرمود : واثق مُرد و جعفر متوكّل بر جاى او نشست و ابن الزيات نيز كشته شد . پرسيدم : اين حوادث چه وقت واقع شد ؟ فرمود : شش روز پس از خروج تو از بغداد . و حوادث همان گونه بود كه آن‌حضرت فرموده بود . « 1 » همچنين آن‌حضرت از مرگ متوكّل خبر داد زيرا بر او نفرين كرد و نزديكان را خبر داده بود كه طى سه روز ( آينده ) مىميرد . هنگامى كه فرماندهء سپاهيان متوكّل آن‌حضرت را به سرّمن رأى مىبرد ، سلاح خويش را برداشت و دو بارانى نمدين و چند كلاه نيز مهيّا كرد تا اگر با باد و بوران كه در ايام تابستان اصلًا قابل پيش بينى نبود ، رو به رو شد جانب احتياط رعايت كرده باشد . بر خلاف انتظار سپاهيان ، اين طوفانها واقع شد وعدّه‌اى از افراد سپاه كه در ركاب آن‌حضرت بودند كشته شدند و امام به فضل خداوند جان
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 151 .